تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 770

مساهمون:

ص٧٧٠

شرح ( پرسش و پاسخ )

452 - اقوال در دلالت صيغهء نهى بر دوام و تكرار يا مرّه چگونه بوده و نظر مصنّف چيست ؟ ( اختلفوا . . . صرف الطّبيعة ) ج : مىفرمايد : اختلاف و اقوال در دلالت صيغهء نهى بر تكرار يا مرّه همچون اختلاف در دلالت صيغه افعل بر مرّه و تكرار بوده « 1 » و حقّ نيز در اينجا همان است كه در آنجا يعنى صيغه افعل گفتيم بدون هيچ فرقى . بنابراين صيغه « لا تفعل » نه به هيئتش و نه به مادّه‌اش دلالت بر هيچ‌يك از مرّه و تكرار ندارد . بلكه منهى عنه و متعلّق صيغهء لا تفعل ، صرف طبيعت بوده چنانچه مبعوث و متعلّق امر در صيغه « افعل » نيز صرف طبيعت مىباشد . « 2 » 453 - آيا هيچ فرقى بين صيغه نهى و صيغه امر در مرّه و تكرار وجود ندارد ؟ ( غير انّ بينهما . . . و الامر عقلا ) ج : مىفرمايد : تنها يك فرق و آن‌هم از ناحيه عقل در مقام امتثال امر و نهى مىباشد . زيرا امتثال نهى با انزجار از انجام طبيعت يعنى انجام ندادن طبيعت بوده . و انجام
هامش
( 1 ) - يعنى اينجا هم در دو مقام بحث است 1 - ظهور و دلالت وضعى 2 - ظهور و دلالت اطلاقى . امّا در ظهور وضعى همچون دلالت و ظهور صيغه امر بر مرّه و تكرار نيز چهار قول وجود دارد : 1 - صيغه نهى وضع براى مرّه شده و استعمالش در تكرار مجاز است . 2 - صيغه افعل وضع براى تكرار شده و استعمالش در مرّه مجاز است . 3 - صيغه افعل مشترك لفظى بين مرّه و تكرار بوده و استعمالش در هركدام محتاج قرينه معيّنه مىباشد . 4 - صيغه افعل ظهور وضعى در هيچ‌كدام از مرّه و تكرار نداشته و مشترك لفظى براى هر دو نيز نبوده بلكه فقط براى زجر از طبيعت و ماهيّت مىباشد . ( 2 ) - يعنى حقّ قول چهارم است .
نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 770 | حسن سيد اشرفى