4 - اينكه مىباشد متصوّر ، جزئى و موضوع له ، كلّى است براى اين جزئى و ناميده مىشود اين قسم « وضع خاصّ و موضوع له عامّ » .
وقتى دانستى اين اقسام متصوّره عقلى را پس مىگوئيم : نزاعى نيست در امكان اقسام سهگانه اوّلى چنانچه نزاعى نيست در واقع شدن دو قسم اوّلى و مثال اوّل :
علمهاى شخصى است مثل محمد و على و جعفر و مثال دوّم : اسم جنسها همچون آب و آسمان و ستاره و انسان و حيوان . و همانا نزاع واقع شده است ( نزاع ) در دو امر . اوّل : در امكان قسم چهارم است و دوّم : در وقوع سوّم است بعد از تسليم به امكانش ( قسم سوّم ) و صحيح در نزد ما مستحيل بودن قسم چهارم و وقوع سوّم است . و مثالش ( قسم سوّم ) حروف و اسماء اشاره و ضمائر و استفهام و مانند آن است بنا بر آنچه به زودى مىآيد .
نكات دستورى و توضيح واژگان
لا بدّ من تصوّره و انّ تصوّره على نحوين : ضمير در هر دو « تصوّره » به معنا برگشته و مقصود از « على نحوين » تصور معنا بنفسه و بوجهه مىباشد .
فانّه بهذا الاعتبار : ضمير در « فانّه » به معنا و مقصود از « بهذا الاعتبار » تصوّر بوجهه و بنفسه مىباشد .
هو انّ المعنى الخ : ضمير « هو » به اعتبار ثان برمىگردد .
قد يكون خاصّا و قد يكون عامّا : ضمير در هر دو « يكون » به معنا برمىگردد .
ينقسم الى اربعة الخ : ضمير در « ينقسم » به وضع برمىگردد .
و الموضوع له نفس ذلك الجزئىّ : ضمير در « له » در تمامى كلمات « الموضوع له » به