( مكلّفين ) مستحقّ مىباشند ( همه مكلّفين ) عقاب را چنانچه مستحقّ مىشوند ثواب را همهء كسانى كه شركت كردهاند ( همه ) در انجام آن ( واجب كفائى ) . و مثالهاى واجب كفائى ، بسيار است در شريعت . از جمله آن ( مثالها ) : تجهيز ميّت و نماز بر او ( ميّت ) است . و از جمله آن ( مثالها ) : نجات دادن غرق شده و مثل او ( غريق ) از هلاكت است . و از جمله آن ( مثالها ) : ازاله نجاست از مسجد است . و از جمله آن ( مثالها ) : مشاغل و كسب و صناعاتى كه به واسطه آنها ( حرف ، مهن و صناعات ) نظام معيشت مردم است . و از جمله آن ( مثالها ) : طلب اجتهاد است . و از جمله آن ( مثالها ) امر به معروف و نهى از منكر است .
نكات دستورى و توضيح واژگان
5 - العينىّ و الكفائىّ : يعنى « الخامس العينىّ و الكفائىّ » .
ما تعلّق بكلّ مكلّف : ضمير در « تعلّق » به ماء موصوله به معناى واجب برمىگردد .
و لا يسقط بفعل الغير : ضمير در « يسقط » به ماء موصوله برمىگردد .
و يقابله الواجب الكفائىّ : ضمير مفعولى در « يقابله » به واجب عينى برمىگردد .
و هو المطلوب فيه : ضمير « هو » و ضمير « فيه » به واجب كفائى برمىگردد .
من اىّ مكلّف كان : ضمير در « كان » به مكلّف برمىگردد .
فهو يجب الخ : ضمير « هو » به واجب كفائى برمىگردد .
بفعل بعضهم : ضمير در « بعضهم » به مكلّفين برمىگردد .
و لا يستحقّ العقاب بتركه : ضمير در « يستحقّ » و ضمير مستتر فاعلى در « تركه » به « آخرين » يعنى ديگران و ضمير مفعولى مجرورى در « تركه » به واجب كفائى برمىگردد .
اذا تركوه جميعا : ضمير فاعلى در « تركوه » به مكلّفين و ضمير مفعولى در آن به واجب