قبلى گذشت . « 1 »
ب : بين اقلّ و اكثر باشد « 2 » . مثل تخيير بين يك تسبيح و سه تسبيح در ركعت سوّم و چهارم . در نمازهاى يوميّه سه ركعتى و چهار ركعتى يا اينكه مولى امر مىكند به كشيدن يك خط مستقيم و بگويد : مخيّرى بين خط كوتاه مستقيم و خط بلند .
بنابراين هريك از اين دو فرد ، متعلّق امر مولى بوده و با اتيان هركدام غرض مولى حاصل مىشود . « 3 »
403 - آيا در اقلّ و اكثر هميشه واجب به صورت واجب تخييرى است چرا ؟ ( و هذا الاخير . . . على الاستحباب )
ج : مىفرمايد : خير بلكه دو صورت دارد .
الف : اگر هركدام از اقلّ و اكثر مستقلّا و علىحدّه مقصود مولى بوده و غرض مولى هم به اقلّ علىحده تعلّق گرفته و محصّل غرض اوست و هم به اكثر مستقلّا تعلّق گرفته و محصّل غرض او بوده ، آنوقت واجب تخييرى خواهد بود .
ب : امّا اگر غرض مولى هميشه ( يعنى چه مستقلا آورده شود و چه در ضمن اكثر اتيان شود ) فقط مترتّب بر اقلّ باشد در اين صورت اقلّ ، واجب تعيينى بوده و ما زاد ديگر واجب نيست تا از باب واجب تخييرى باشد . بلكه ما زاد ، مثلا تسبيحات دوّم و سوّم مستحبّ خواهد بود .
هامش
( 1 ) - يعنى قدر متيقّن در ميان نيست . چرا كه هركدام مستقلّ بوده و در ضمن ديگرى نمىتواند وجود پيدا كند مثل عتق رقبه و اطعام و صيام .
( 2 ) - يعنى قدر متيقن بين افراد وجود دارد و آن اينكه اقلّ هميشه در ضمن اكثر وجود دارد .
( 3 ) - و چون مولى مكلّف را مخيّر بين افراد واجب مىكند به آن تخيير شرعى گويند .