شرح ( پرسش و پاسخ )
400 - تخيير شرعى به چه معناست ؟ ( و ان لم . . . خصال الكفّارة )
ج : مىفرمايد : آنجاست كه افراد و اطراف واجب تخييرى داراى قدر جامع نمىباشد . « 1 »
مثل خصال و افراد كفّاره افطار عمدى كه بين افراد عتق رقبه و شصت روز ، روزه گرفتن و اطعام شصت مسكين كردن جامعى وجود نداشته و هركدام فردى مستقلّ و جداگانه هستند .
401 - در تخيير شرعى كه جامع بين افراد وجود ندارد بعث مولى به افراد چگونه است ؟ ( فانّ البعث . . . للتّعيين هنا )
ج : مىفرمايد : مولى در مقام طلب به دو صورت مىتواند امر كند .
الف : بعث و امر را متوجّه عنوان انتزاعى از اين افراد كند مثل عنوان « يكى از اين امور » مثلا مىفرمايد : « اوجد احد هذه الامور » يكى از اين امور را ايجاد و اتيان كن .
ب : بعث و امر را مستقلا متوجّه هريك از افراد مىكند ولى با « او » عاطفه كه مساوى « يا » در فارسى است . مثلا مىفرمايد : « اذا افطرت فصم او اطعم او اعتق » يعنى وقتى افطار كردى پس روزه بگير يا اطعام بده يا آزاد كن .
402 - تخيير شرعى از حيث افراد و اطراف كه امر به آن تعلّق مىگيرد چند نوع است ؟
( ثمّ هذا التّخيير . . . و الطّويل )
ج : مىفرمايد : دو نوع است : الف : بين متباينين كه بيان و مثالش در سؤال و جواب
هامش
( 1 ) - منظور قدر جامع ماهوى ندارد ولى قدر جامع انتزاعى و ساختگى دارد و آن عنوان « احد هذه الامور » است يعنى بين همهء افراد واجب تخييرى كه جامع ماهوى ندارد مىتوان جامعى را با عنوان « يكى از اين امور » انتزاع كرد و امر متوجّه اين عنوان شود .