وفاى به عقد و عهدشان كنند .
ب : تهديد و ترساندن ، همچون قول خداوند متعال
« اعْمَلُوا ما شِئْتُمْ »
و
« قُلْ تَمَتَّعْ بِكُفْرِكَ قَلِيلًا » .
در اين دو آيه خداوند ، مخاطبين را تهديد مىكند كه هرچه مىخواهيد بكنيد ولى بدانيد كه بىپاسخ نمىباشد .
ت : تعجيز همچون قول خداوند متعال
« فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ »
و موارد و معانى ديگرى مثل تسخير « كونوا قردة خاسئين » ، انذار ، ترجّى ، تمنى و يا تكوين و ايجاد مثل « كن فيكون » .
285 - نظر مصنّف نسبت به اقوال يادشده چيست ؟ ( و لكنّ الظّاهر . . . معان اسميّة )
ج : مىفرمايد : ظاهر از موارد يادشده آن است كه هيئت امر در همهء اين موارد در يك معنا استعمال شده و آن يك معنا هم اينطور نيست كه يكى از اين معانى باشد .
چرا كه هيئت « افعل » همچون هيئات ديگر است كه در بحث اقسام وضع گفته شد همچون حروف براى ارتباط و نسبت خاصّ بين معانى جزئى ديگر بوده و دلالت بر معناى مستقلّ نداشته و براى معناى مستقلّ وضع نشدهاند . بنابراين ، نمىتوان از صيغهء افعل ، معانى يادشده كه معانى مستقلّ و اسمى بوده اراده شود .
286 - اگر صيغهء افعل و هيئت امر براى ارتباط و افادهء نسبت خاصّ وضع شده است ، آن نسبت خاصّ چه مىباشد و بيان آن چگونه است ؟ ( و عليه فالحقّ . . . فى نفسه الفعل )
ج : مىفرمايد : بنا بر اينكه شأن هيئت امر همچون ساير هيئتها مىباشد حقّ ، آن است كه صيغهء « افعل » و هيئت امر ، وضع شدهاند براى نسبت خاصّى كه داراى سه ركن و به عبارت ديگر قائم به سه طرف است . يعنى متكلّم ، مخاطب و مادّه كه