تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 466

مساهمون:

ص٤٦٦
مفعول بوده و به مخاطب و ضمير فاعلى در آنها به متكلّم و آمر برگشته و ضمير در « نحوه » و « اليه » به ضرب برمىگردد و كلمهء « بعثه و تحريكه » عطف به « جعل » مىباشد . و جعل الدّاعى فى نفسه : ضمير فاعلى مستتر در « جعل » به متكلّم و ضمير در « نفسه » به مخاطب برگشته و كلمهء « جعل » عطف به « جعل » قبلى است .

شرح ( پرسش و پاسخ )

284 - اقوال در معنا و موارد استعمال صيغهء امر چيست ؟ « 1 » ( 1 - معنى صيغه . . . و نحوها ) ج : مىفرمايد : براى صيغهء امر يعنى صيغهء « افعل » « 2 » و مانند صيغهء « افعل » « 3 » معانى و موارد استعمال زيادى نقل شده است . الف : بعث و واداشتن ، همچون قول خداوند متعال
« فَأَقِيمُوا الصَّلاةَ » *
و
« أَوْفُوا بِالْعُقُودِ »
در اين دو آيه خداوند ، مخاطبين را برمىانگيزاند و وامىدارد كه نماز را به پا دارند و
هامش
( 1 ) - بحث در موضوع له صيغه امر مىباشد . يعنى صيغه امر براى چه معنايى وضع شده و دلالت بر چه معنايى دارد . ( 2 ) - مقصود از صيغهء افعل ، همهء فعلهاى امر مىباشد . چه امر غايب و چه حاضر ، چه معلوم و چه مجهول و چه ثلاثى و رباعى و چه مجرّد و چه مزيد فيه . ( 3 ) - مقصود از مانند صيغهء « افعل » . ساير هيئتهايى بوده كه در مقام طلب و امر باشند هرچند در قالب « افعل » نبوده و يا اصولا جملهء فعليه نباشند . مثل فعل امر غايب يا فعل مضارع كه در قالب انشاء و طلب استعمال شود مثل آنكه در جواب سؤال از حكم نماز ، غسل يا كارى گفته شود : « تصلّى ، تغتسل ، اطلب منك كذا » يعنى نماز را بخوان ، غسل كن ، فلان كار را انجام بده . يا جمله خبريه اعمّ از فعليّه مثل « كتب عليكم الصّيام » و اسميّه مثل « و على النّاس حجّ البيت من استطاع اليه سبيلا » و يا اسم فعل مثل « صه و مه و مهلا » .