تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 463

مساهمون:

ص٤٦٣
ترجمه :

مبحث دوّم ، صيغهء امر است .

اوّل ، معناى صيغهء امر است

: صيغهء امر ، يعنى هيئت آن ( امر ) همچون صيغهء « افعل » و مانند آن ( صيغه افعل ) استعمال مىشود ( صيغه امر و مانندش ) در موارد زيادى . از آن موارد ، برانگيختن است ، همچون قول خداوند متعال
« فَأَقِيمُوا الصَّلاةَ » *
و
« أَوْفُوا بِالْعُقُودِ » .
و از آن موارد ، تهديد است ، همچون قول خداوند متعال
« اعْمَلُوا ما شِئْتُمْ » .
و از آن موارد ، به عجز آوردن است ، همچون قول خداوند متعال
« فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ » .
و غير اين ( موارد ) از تسخير و انذار و ترجّى و تمنّى و مانند اين‌ها ( تسخير و . . . ) ولى ظاهر آن است كه همانا هيئت در همهء اين معانى ، استعمال شده است ( هيئت ) در يك معنا ولى نيست آن ( يك معنا ) يكى از اين معانى . زيرا همانا هيئت مثل « افعل » شأن آن ( هيئت ) شأن هيئتهاى ديگر است كه وضع شده‌اند ( هيئتهاى ديگر ) براى افادهء نسبتى خاصّ همچون حروف ، و وضع نشده‌اند ( هيئتهاى ديگر ) براى افادهء معانى مستقلّ ، پس صحيح نمىباشد اينكه اراده شود از آن ( صيغه افعل ) اين معانى ذكرشده‌اى كه آن ( معانى ذكر شده ) معانى اسمى هستند . و بنابراين ( شأن هيئت امر مثل ساير هيئتها بوده ) پس حقّ ، آن است كه همانا آن ( هيئت امر ) وضع شده براى نسبت خاصّى كه قائم بين متكلّم و مخاطب و مادّه است . و مقصود از مادّه ، حدث است كه واقع مىشود برآن ( حدث ) مفاد هيئت مثل « ضرب » و « قيام » و « قعود » در « اضرب » و « قم » و « اقعد » و مانند اين‌ها . و در اين هنگام ( هيئت وضع براى نسبت خاصّ