تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 395

مساهمون:

ص٣٩٥

شرح ( پرسش و پاسخ )

241 - محلّ نزاع در مشتقّ با توجه به دو شرط يادشده در قالب يك مثال چگونه است ؟ ( و اعتبر ذلك . . . و لا مجازا ) ج : مىفرمايد : محلّ نزاع را در اين مثال در نظر بگير كه در روايت آمده است : نشستن زير درخت باردار براى قضاى حاجت كراهت دارد . اين مثال داخل در محلّ نزاع است در وقتى كه اين درخت ميوه ندارد به دليل اينكه يا فصل ميوه دادن نرسيده يا ميوه‌هايش تمام شده و آنها را چيده‌اند . حال بحث مىشود آيا به اين درخت كه ميوه ندارد الآن هم به نحو حقيقى مىتوان گفت درخت ميوه‌دار تا حكم شود كه نشستن در زير آن براى قضاى حاجت كراهت دارد يا به نحو حقيقى صدق درخت ميوه‌دار برآن نمىشود بلكه مجازا مىتوان به آن اطلاق كرد و در نتيجه ، نشستن زير آن براى قضاى حاجت كراهت نخواهد داشت . « 1 » امّا اگر درخت از ريشه درآورده شود و در نتيجه خشك شده و چوب شود ديگر داخل در محلّ نزاع نخواهد بود . چرا كه ذات يعنى درخت بودن با زائل شدن وصف يعنى ميوه‌دار بودن كه داخل حقيقت ذات ( درخت ) بوده نيز از بين رفته است و با وجود از بين رفتن ذات ، ديگر موضوع و ذاتى نيست كه حال بحث شود آيا صدق وصف يعنى درخت ميوه‌دار در اين صورت هم صادق است يا نه ؟ « 2 » بلكه نه به نحو حقيقى مىتوان چنين اطلاقى
هامش
( 1 ) - در اينجا هر دو شرط وجود دارد يعنى عنوان و حاكى بودن وصف « المثمرة » براى ذات يعنى درخت . و هم بعد از زوال تلبّس يعنى ميوه‌دار نبودن باز ذات يعنى درخت بودن باقى است . ( 2 ) - در اين صورت شرط دوّم وجود ندارد يعنى ذات با زوال وصف از بين رفته است .