ج : مىفرمايد : مهمترين چيز در بحث مشتقّ كه مشكلترين امور در بحث مشتقّ بوده و قبل از بيان حقّ در مسئله بايد آن را بفهميم ، عبارت از مشخص شدن محلّ نزاع و موضع نفى و اثبات در مسئله است . توضيح آن با مثال چنين است :
در روايت آمده است : وضوء و غسل كردن با آبى كه با حرارت آفتاب گرم شده ، مكروه مىباشد . آبى وجود دارد كه قبلا با حرارت آفتاب گرم شده بوده ولى الآن گرمايش را از دست داده و سرد شده است . حال كسانى كه قائل به قول اوّل مىباشند بايد بگويند : وضوء و غسل با اين آب مكروه نيست ، زيرا به اين آب كه در گذشته گرمشدهء به وسيلهء آفتاب بوده ، الآن صدق آب گرمشدهء با آفتاب ( المسخّن بالشّمس ) به نحو حقيقت نمىشود . ولى كسانى كه قائل به قول دوّم مىباشند همانطور كه وضوء و غسل را با آبى كه الآن با حرارت آفتاب گرم شده باشد يا گرمايش هنوز باقى است مكروه مىدانند وضوء و غسل با آبى كه قبلا با آفتاب گرم شده ولى الآن سرد شده را نيز مكروه مىدانند . زيرا به نظر ايشان به اين آبى كه گرمايش را از دست داده نيز اطلاق آب گرمشدهء با حرارت آفتاب به نحو حقيقت مىشود . « 1 »
هامش
( 1 ) - بنابراين الف : اطلاق مشتق بر ذات متّصف به صفت در حال حاضر و هنگام نطق به اتّفاق همه به نحو حقيقت مىباشد . ب : اطلاق مشتقّ بر ذاتى كه درآيند متّصف به صفت خواهد شد به اتّفاق همه به نحو مجاز خواهد بود . ت : نزاع و اختلاف در اطلاق مشتقّ بر ذاتى است كه قبلا متّصف به صفت بوده ولى در حال حاضر و حال نطق متّصف به صفت نمىباشد .