مثلا در « جئني بعينين » از لفظ « عينين » يك عين به معناى چشم و يك عين به معناى چشمه اراده شود . بنابراين لفظ « عين » كه مشترك لفظى است در حال تثنيه ، استعمال در دو معنا يعنى چشم و چشمه شده است . و اينچنين استعمالى از نظر امكان عقلى و صحيح بودنش همچون وقتى است كه از لفظ تثنيه ، دو فرد از يك معنا اراده شود و در همين مثال « جئنى بعينين » مثلا از « عينين » دوتا چشمه يا دوتا چشم مقصود باشد . پس وقتى در تثنيه ، ارادهء دو فرد از يك معنا جايز است همچنين جايز است كه ارادهء دو فرد از دو معنا شود .
185 - دليل كسانى كه مىگويند استعمال لفظ در اكثر از معناى واحد در تثنيه و جمع جايز بوده چيست ؟ ( و استدلّ على . . . فى الجمع )
ج : مىفرمايد : خلاصهء استدلال اين گروه آن است كه مىگويند : استعمال لفظ واحد در استعمال واحد در اكثر از معناى واحد وقتى لفظ ، تثنيه و جمع باشد هم امكان عقلى داشته و هم به نحو حقيقت است . زيرا تثنيه و جمع در قوه و به منزلهء تكرار مفردى است كه با حرف عطف تكرار شود . بنابراين وقتى گفته مىشود « جئنى بعينين » يا « جئنى بعيون » گويا لفظ « عين » تكرار شده و متكلّم در تثنيه مىگويد :
« جئنى به عين - جئنى به عين » و در جمع مىگويد « جئنى به عين - جئنى به عين - جئنى به عين » . حال چطور در تكرار اگر از عين اوّلى معناى چشم ، از دوّمى چشمه و از سوّمى جاسوس را اراده مىكرد به نحو حقيقت مىبود ، تثنيه و جمع نيز به منزلهء تكرار لفظ بوده و به همين دليل مىتوان لفظ تثنيه را در دو معنا و جمع را در بيش از دو معنا و به نحو حقيقت استعمال كرد .
نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 292
مساهمون: حسن سيد اشرفى
ص٢٩٢