و استدلّ على ذلك : مشار اليه « ذلك » جواز استعمال در اكثر از يك معنا در تثنيه و جمع مىباشد .
بما ملخّصه : ضمير در « ملخّصه » به ماء موصوله برمىگردد .
ان تستعمل احدهما الخ : ضمير در « احدهما » كه نايب فاعل « تستعمل » بوده به « عين و عين » برگشته و عبارت « ان تستعمل احدهما » تاويل به مصدر رفته و فاعل « يجوز » مىباشد .
فكذلك : مقصود از « كذلك » يعنى همچون « عين و عين » است .
ان يجوز فيما هو بقوتهما : ضمير در « يجوز » به استعمال و ضمير « هو » به ماء موصوله به معناى لفظ و در « بقوتهما » به « عين و عين » برمىگردد .
و كذا الحال فى الجمع : مقصود از « كذا » يعنى همچون تثنيه است .
شرح ( پرسش و پاسخ )
184 - گروهى از اصوليّون در چه موردى استعمال لفظ را در اكثر از معناى واحد صحيح دانسته و بيانشان چيست ؟ ( الثّانى ذكر . . . بلا فرق )
ج : بعضى از اصوليّون ( مثل صاحب معالم ) « 1 » گفتهاند اگر استعمال لفظ در اكثر از يك معنا در لفظ مفرد جايز نمىباشد « 2 » ولى در لفظ تثنيه و جمع جايز است . « 3 »
هامش
( 1 ) - « معالم الدين / 35 . »
( 2 ) - اينكه گفتهاند در لفظ مفرد جايز نمىباشد يعنى به نحو حقيقت جايز نيست . مثلا از « جئنى به عين » نمىتوان به نحو حقيقت ارادهء چشم و چشمه كرد بلكه دوّمى به نحو مجاز است . پس در لفظ مفرد قائل هستند كه استعمال لفظ در اكثر از يك معنا به نحو حقيقت و مجاز صحيح است ولى به نحو حقيقت جايز نيست .
( 3 ) - يعنى استعمال لفظ در اكثر از معناى واحد به نحو حقيقت در تثنيه و جمع جايز و ممكن است .