115 - آيا براى افادهء معنا و تفهيم و تفهّم به غير از وضع مفردات جمله ، به وضع شخصى و وضع هيئتهاى جمله به وضع نوعى ، وضع ديگرى مثلا وضع علىحدّهاى براى تمام جمله هم لازم است ؟ نظر مصنّف چيست ؟ ( و من هنا . . . لغو محض )
مىفرمايد : اولا : عرض از وضع ، رساندن معنا و تفهيم و تفهّم مىباشد .
ثانيا : در جملات هم كه مفردات آن و هيئتهاى تركيبيهاش داراى وضع مىباشد با توجه به اينكه غرض از وضع با همين وضع مفردات و هيئتهاى تركيبيّه حاصل مىشود بنابراين ، وضع جداگانه براى مجموع جمله كه بگوئيم مثلا در جملهء « زيد قائم » علاوه بر وضع مفردات آن يعنى « زيد » و « قائم » و هيئت تركيبيهاش كه نسبت بين مبتداء و خبر بوده ، وضع جداگانه براى مجموع « زيد قائم » هم وجود دارد كارى لغو و مفيد هيچ فائدهاى نخواهد بود .
116 - اگر وضع جداگانه براى مركّبات علاوه بر وضع مفردات و هيئتهاى تركيبيّه لغو و زائد بوده پس چرا گفته شده بعضى چنين نظرى داشتهاند ؟ ( و لعلّ من . . . لفظيّا )
ج : مىفرمايد : شايد منظور آنان همين باشد كه ما گفتهايم . يعنى مرادشان اين باشد كه علاوه بر وضع شخصى مفردات جمله ، وضع ديگرى علاوه برآن يعنى وضع هيئتهاى تركيبيّه هم وجود دارد نه اينكه جمله به صورت جداگانه و يك جا داراى وضعى علىحدّه برآن دو نو وضع مىباشد .
هامش
مواد مفردات ندارد مثل نقش حصر ، اضافه ، مبتدائيت ، خبريّت و مانند آن . وضع نوعى در مفردات خودش بر دو قسم مىباشد الف : وضع اعرابى مثل آنكه گفته شود جايگاه مبتداء ، خبر ، فاعل ، مفعول داراى اين اعراب است .
ب : وضع اسنادى و حملى مثل وضع مسند واقع شدن ، مسند اليه واقع شدن ، و يا اسم فاعل واقع شدن كه عبارت از ذاتى است كه متّصف به مبدأ باشد .