تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
غير محدود بوده مثلا مواد براى « اسم فاعل » در مثال ضارب كاتب و غيره بىنهايت وجود دارد ناگزير به اشارهء به همهء اين موادّ در ضمن يك عنوان عامّ مىباشيم كه به آن گفته مىشود هيئت « فاعل » يا در فعل گفته مىشود هيئت « ضرب » و گفته مىشود هر هيئتى كه بر وزن « فعل » باشد فعل ماضى و بر وزن « فاعل » باشد اسم فاعل خواهد بود . بنابراين ، واضع براى وضع اين عنوان عام يعنى فعل ماضى يا اسم فاعل بودن ناگزير به توصّل به يكى از مواد است . مثل مادهء « فعل » كه اصطلاح علماى ادب برآن است كه براى مثال زدن به آن توصّل جسته و مىگويند : فعل ماضى مثل « فعل » و اسم فاعل مثل « فاعل » و اسم مفعول مثل « مفعول » و مانند آن . « 1 »
هامش
( 1 ) - وضع نوعى يعنى وضع هيئات در مفردات ، خودش بر دو قسم است : الف : وضع اعرابى مثل اينكه واضع بگويد هر مبتدائى مرفوع و هر مفعولى منصوب و هر مضاف‌اليهى مجرور است نه مبتدائيت « زيد » در « زيد قائم » و نه مفعوليّت « زيد » در « ضرب على زيدا » و نه مضاف‌اليهى « زيد » در « هذا كتاب زيد » ، بلكه هرچه كه مبتدا و يا مفعول و يا مضاف اليه قرار گيرد اعم از زيد و غيره چنين اعرابى دارد ب : وضع اسنادى : مثل وضع اسم فاعل ، فعل ، اسم مفعول ، حصر و مانند آن . مثلا هيئت اسم فاعل براى هر ذاتى است كه متّصف به مبدأ و هيئت مضروب براى ذاتى است كه فعل بر او واقع شده و هيئت فعل ماضى « فعل » براى كارى است كه از كننده‌اى در گذشته صادر شده باشد . مصنف در اين مبحث در تطبيق مثالى وضع نوعى كه وضع هيئت بوده آن را فقط بر قسم اسنادى تطبيق كرده‌اند ولى در بحث بعدى يعنى وضع مركّبات به وضع اعرابى اشاره مىكنند .
نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 183 | حسن سيد اشرفى