تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
1 - وضع شخصى 2 - وضع نوعى 112 - وضع شخصى در الفاظ چگونه است ؟ ( ربّما يتصوّر . . . شخصيّا ) ج : مىفرمايد : واضع وقتى الفاظ را براى معانى وضع مىكند ، آن را به دو نوع انجام مىدهد كه يكى ، وضع شخصى است . وضع شخصى : يعنى وضع موادّ مفردات به اين معنا كه واضع ، شخص لفظ را در نظر گرفته و معنا را نيز لحاظ كرده و لفظ را براى همان معنا وضع مىكند . مثلا در « زيد قائم » لفظ زاء ، ياء و دال ( زيد ) و لفظ قاف ، ياء و ميم ( قائم ) را در نظر مىگيرد و معناى آن ذات مع التّشخّص و معناى ايستادن را هم لحاظ مىكند ، سپس لفظ ( زيد ) را براى اين ذات مع التّشخّص و لفظ ( قائم ) را براى آن صفت خارجى يعنى ايستادن وضع مىكند . چنين وضعى در مفردات را وضع شخصى گويند . 113 - وضع نوعى در الفاظ و مثال آن چگونه است ؟ ( ربّما يتصوّره . . . علماء العربيّة ) ج : مىفرمايد : وضع نوعى در مفردات الفاظ : يعنى وضع هيئت مفردات بوده به اين معنا كه واضع ، شخص لفظ را در نظر نگرفته بلكه هيئت و نقشى را كه عارض بر اين مفردات مىشود لحاظ كرده و لفظ را براى آن وضع مىكند . بنابراين ، وضع نوعى در مفردات عبارت از وضع نقش و موقعيتى مثل مرفوعيّت ، اسم فاعل ، اسم مفعول ، منصوب بودن ، تاكيد ، حصر ، فعل ماضى و مانند آن مىباشد . از طرفى تصوّر خود هيئت مثلا هيئت فعل ماضى ممكن نيست مگر در قالب موادّى از لفظ مثلا « ضرب » و يا هيئت اسم فاعل در قالب « فاعل » و مانند آن ، و از طرف ديگر ، تصوّر موادّ چون
نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 182 | حسن سيد اشرفى