تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
واضع تفصيلا و گاهى به وجه و عنوان آن ( معنا ) . پس بدان در اينجا ( مبحث نهم ) همانا لفظ هم اين‌چنين است ، بسا تصوّر مىكند آن ( لفظ ) را واضع تفصيلا و قرار مىدهد آن ( لفظ ) را براى معنا چنانچه اين ( تصوّر تفصيلى لفظ و وضع آن براى معنا ) ، غالب در الفاظ است . پس ناميده مىشود وضع در اين هنگام ( تصوّر تفصيلى لفظ و وضع آن براى معنا ) شخصى . و بسا تصوّر مىكند ( واضع ) آن ( لفظ ) را مجملا و كلّى پس ناميده مىشود وضع ، نوعى . و مثال وضع نوعى ، هيئتها هستند . پس همانا هيئت ، قابل تصوّر نيست به تفصيل ، بلكه تنها ، صحيح مىباشد تصوّر آن ( هيئت ) در مادّه‌اى از موادّ لفظ ، همچون هيئت كلمهء « ضرب » مثلا و آن ( كلمه ضرب ) هيئت فعل ماضى است . پس همانا تصوّر آن ( هيئت ماضى ) ناچارا بايد باشد ( تصوّر هيئت ماضى ) در ضمن ضاد و راء و باء ، يا در ضمن فاء و عين و لام در « فعل » . و از آنجا كه بوده است موادّ ، غير محدود و ممكن نمىباشد تصوّر همهء آن ( موادّ ) ، پس چاره‌اى نيست از اشاره كردن به افراد آن ( موادّ ) با عنوانى عامّ ، پس وضع مىكند ( واضع ) هر هيئتى را كه مىباشد ( هيئت ) بر وزن « فعل » مثلا يا بر وزن « فاعل » يا غير اين دو ( فعل و فاعل ) . و متوصل مىشود ( واضع ) براى تصوّر اين عامّ به وجود هيئت در يكى از مواد همچون مادهء « فعل » كه جارى شده است اصطلاحات برآن ( مادّه فعل ) نزد علماى علم ادب .

نكات دستورى و توضيح واژگان

9 - الوضع شخصىّ و نوعىّ : يعنى « التّاسع الوضع شخصىّ و نوعىّ » . انّه لا بدّ فى الوضع : ضمير در « انّه » به معناى شأن مىباشد .