تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
قابل صدق بر كثيرين بوده ولى درعين‌حال وجودش قائم و وابسته به طرفين نسبت باشد . زيرا اگر جزئى است كه قابل صدق بر كثيرين نخواهد بود و اگر قابل صدق بر كثيرين بوده به اين معنا كه مفهوم كلّى باشد آن‌وقت قائم به طرفين نسبت نبوده و اساسا ديگر نسبت نخواهد بود . 81 - توضيح مصنّف در مقدّمهء دوّم در رابطه با نسبت چيست ؟ ( ثمّ انّ . . . الواضع ) ج : مىفرمايد : نسبتى كه وجودش يك وجود ربطى و قائم به طرفين نسبت بوده در عالم بسيار و نامحدود است . مثلا نسبت انتهائى مىتواند بين هزاران هزار مورد باشد . مثلا بين كوفه و بصره ، كوفه و نجف ، مدرسه و خانه و موارد ديگر . يا نسبت استعلاء نيز به همين شكل كه مىتواند بين كتاب و طاقچه كه گفته شود « الكتاب على الرّفّ » و يا بين هزاران مورد ديگر باشد . 82 - نتيجه‌گيرى مصنّف از دو مقدّمه در رابطه با نسبت چيست ؟ ( فلا بدّ فى . . . الّا بعنوانها ) ج : مىفرمايد : وقتى نسبت يك مفهوم ، جزئى حقيقى و متقوّم به طرفين نسبت بوده و اين نسبت‌ها نيز در عالم نامتناهى و نامحدود است بنابراين ، در مقام وضع براى واضع چاره‌اى نيست كه يك مفهوم كلّى را تصوّر كند تا مرآت و نشان‌دهنده اين نسبت‌هاى جزئى باشد و به واسطهء اين عنوان ، حكايت از آن نسبت‌هاى جزئيّه كه در كلام واقع مىشود كرده و آنگاه الفاظ را براى آن نسبت‌هاى جزئى قرار دهد . مثلا واضع به هنگام وضع لفظ « من » مفهوم كلّى نسبت ابتدائيّه را تصوّر مىكند تا اين عنوان كلّى ، حاكى و نشان‌دهنده نسبتهاى ابتدائيّت جزئى خارجى كه ميان موارد نامحدود بوده باشد . سپس لفظ « من » را نه براى اين مفهوم كلّى ، بلكه براى