شرح ( پرسش و پاسخ )
79 - مصنّف براى اثبات مدّعايشان مبنى بر اينكه وضع در حروف عامّ و موضوع له آنها خاصّ بوده به ذكر چه مطالبى با چه عنوانى مىپردازد ؟ ( توضيح از خارج )
ج : به ذكر دو مقدّمه و يك نتيجه مىپردازد : مقدمه اوّل : در بيان حقيقت نسبت .
مقدّمه دوّم : بيان نامحدود و نامتناهى بودن نسبتها . نتيجه : نحوه وضع در نسبتها .
80 - توضيح مصنّف در مقدّمه اوّل براى بيان حقيقت نسبت چيست ؟ ( اذا اتّضح . . .
كونها نسبة )
ج : مىفرمايد : با توجه به مطالب و نكات گذشته در رابطه با معانى حروف ، روشن مىشود هر نسبتى كه در كلام وجود دارد مثلا نسبت قيام به زيد در « زيد قائم » و يا نسبت ضرب در « ضرب زيد » وجودش قائم و وابسته به طرفين نسبت كه در جمله اسميه عبارت از مبتداء و خبر و در جمله فعليه عبارت از فعل و فاعل بوده مىباشد . اين وابستگى به گونهاى است كه اگر قطع نظر از طرفين نسبت شود ، نسبت هم از بين رفته و ديگر نسبتى نخواهد بود . و اگر وجود هر نسبتى را هم مستقلّ فرض كنيم مستلزم تسلسلى مىشود كه بطلان آن روشن شد . بنابراين هر نسبتى در وجود ربطى خودش در تباين با هر نسبت ديگرى بوده و هيچكدام بر ديگرى قابل صدق نيست . چرا كه نسبت ، با توجه به ماهيّت و حقيقتى كه دارد يك مفهوم جزئى حقيقى بوده كه همچون حقايق جزئى ديگر در تباين با ديگرى است .
مثل زيد كه يك مفهوم حقيقى جزئى بوده و در تباين با عمر و بكر و غيره بوده و هيچكدام با آنكه همه از مصاديق معناى كلّى انسان هستند ولى قابل صدق بر يكديگر نمىباشند . بنابراين ، نمىتوان براى نسبت ، يك مفهوم كلّى فرض كرد كه