تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم العربية — صفحة 450

مساهمون:

ص٤٥٠

( مسائل التّمرين )

و آن چنان است كه مادّه كلمه‌اى را به هيئت كلمه ديگر درآورند ، و رعايت حروف اصلى و زيادة را چنانچه گفته مىشود بنمايند ، پس تغييرى مانند اعلال و ادغام و غير آن اگر لازم باشد در آن انجام دهند ، سپس به آن كلمه تكلّم نمايند ، و كلمه اول را اصل و مبنى منه و كلمه دوم را فرع و مبنىّ گويند ، و اين عمل را استادان از شاگردان براى تمرين و روان‌شدن در صيغه‌سازى پرسش مينمايند ، و در پرسش مثلا چنين ميگويند : " كيف تبنى من ضرب مثل دحراج " شاگرد بايد بگويد : " ضرباب " و شرائط اين عمل چند چيز است : 1 - هردو از يك مادّه نباشند ، زيرا آن اشتقاق است كه قواعدش در مباحث گذشته بيان شد ، فلذا نميپرسند " كيف تبنى من عرف مثل عارف " . 2 - هيئت هردو نيز يكى نباشد ، پس نميپرسند " كيف تبنى من خرج مثل نصر " زيرا فائده‌اى ندارد . 3 - حروف فرع از اصل كمتر نباشد ، زيرا آن هدم كلمة است نه بناء ، پس گفته نميشود " كيف تبنى من دحرج مثل نصر " مگر آنكه پس از اعلال كمتر شود ، چنانچه گوئى : " كيف تبنى من قضى مثل عضد " جواب " قض " است ، زيرا مىشود قضى ، ضمّه ضاد بمناسبت ياء قلب به كسرة ، سپس اعلال قاض انجام مىشود قض ميگردد . 4 - اگر اصل و فرع در عدد حروف اصول اختلاف دارند بايد
علوم العربية — صفحة 450 | هاشم حسيني تهرانى