و صدورش مصدر گويند ، و نظر به وقوع و قرارش بر مفعول اسم مصدر نامند ، و در فعل لازم نظر به اتّصاف فاعل مصدر است ، و نظر به خود فعل كه در فاعل ثابت است اسم مصدر ميگويند ، اينك مثالهائى از عربىّ و فارسىّ ميآوريم ، و در هرمادّهاى كه در عربى فرق نيست جاى آن را خالى ميگذاريم ، و در فارسى اسم مصدر گرچه بسيار و از عربى بيشتر است ، ولى كلّيّت ندارد .
مصدر عربى / اسم مصدر عربى / مصدر فارسى / اسم مصدر فارسى
طهارة / طهر / پاك بودن / پاكيزهگى
علم / - / دانستن / دانش
تربية / - / پروريدن / پرورش
بسط / بسطة / گستردن / گسترش
قدرة / - / توانستن / توان
ذهاب / - / رفتن / رفتار
فعل / فعل / كردن / كردار
تحرّق / حرقة / سوختن / سوزش
ضحك / - / خنديدن / خنده
بكاء / - / گرييدن / گريه
قول / قالة / گفتن / گفتار
ارادة / - / خواستن / خواهش
خشية / - / هراسيدن / هراس