تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم العربية — صفحة 353

مساهمون:

ص٣٥٣
اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها :
و رويت را براى دين استوار كن در حالى كه به حقّ متوجّه باشى ، فطرت خدا را بنگر كه مردم را بر آن سرشته است - الرّوم - 30 - 30 " فطرت بمعنى خلقت است ، يعنى نوع خلقتى كه به خدا انتساب دارد آن را در نظر داشته باش ، و
" صِبْغَةَ اللَّهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً :
رنگ‌آميزى خدا را و كيست بهتر از خدا از جنبه رنگ‌آميزى - البقرة - 2 - 138 " و
" قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ :
بگو چه كسى حرام كرده آرايش خدا را - الاعراف - 7 - 32 " يعنى آن نوع آرايشى كه انتساب به خدا دارد ، و آن آرايشى است كه مورد رضايت خدا است ، و در قرآن " زينة " به دنيا و زنان نيز انتساب داده شده : يا با صفتى تعيين نوعيّتش شده ، مانند
" فَأَمَّا مَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُهُ فَهُوَ فِي عِيشَةٍ راضِيَةٍ :
اما كسى كه ترازوهايش سنگين باشد پس در زندگى پسنديده‌ايست - القارعة - 101 - 7 " ، و در حديث مشهور از رسول خدا " صلّى اللّه عليه و آله " رسيده : " من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهليّة : كسى كه بميرد و امام زمانش را نشناخته باشد به نوع مردن جاهليّت مرده " . يا مضاف اليه واقع مىشود ، مانند " زيد حسن الفعلة : زيد نوع كارش نيكو است " . و در غير ثلاثى مجرّد با صفتى تعيين چگونگى فعل را مينمايند ، مانند " اكرمت زيدا اكراما كاملا : زيد را اكرام كردم اكرام كاملى " و " اكتسبت اكتسابا حسنا : كاسبى كردم كسب نيكوئى " . يا به چيزى اضافة مىشود ، مانند
" وَ قُلْ رَبِّ أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْقٍ