ب ) آيا اين جملات در معناى حقيقى خودشان ( اخبار به ثبوت يا عدم ثبوت نسبت ) استعمال شدهاند يا خير ؟ در اين مورد نيز دو نظريه وجود دارد :
اوّل : نظريه مشهور : اين جملات در مفهوم طلب استعمال شدهاند مجازا يغتسل - ليغتسل .
دوم : نظريه مصنّف : اين جملات در معناى حقيقى خودشان استعمال شدهاند ( به عنوان قصد استعمالى ) ولى نه به انگيزهى اعلام و حكايت ، بلكه به انگيزهى طلب ( به عنوان قصد جدّى ) .
پس اين يغتسل با يغتسل خبرى از حيث مستعمل فيه متفّق و از حيث داعى مختلف هستند .
اشكال :
صغرى : اگر اين جملات در معناى حقيقى خودشان استعمال شوند لازمهاش كذب است ( چون غالبا مطلوب واقع نمىشود ) .
كبرى : و اللازم باطل .
نتيجه : فالملزوم مثله .
جواب مصنّف :
كذب زمانى لازم مىآيد كه استعمال اين جمل به انگيزهى اعلام باشد نه طلب ؛ به عبارت ديگر صدق و كذب از صفات مطلق خبر نيست بلكه از صفات خبرى است كه به انگيزهى اعلام باشد . اين جمل نظير جمل كنائيّه است همانطورى كه در جمل كنائيّه مثل زيد كثير الرّماد معناى حقيقى اين جمل ، مراد جدّى متكلّم نيست .
و لذا در صورت عدم تحقّق اين معناى حقيقى متصّف به كذب نمىشوند . هكذا در جمل مورد بحث معناى حقيقى اين جمل مراد جدّى متكلّم نيست و لذا در صورت عدم تحقّق اين معناى حقيقى ، كذب محقّق نمىشود .
شرح مضموني كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 57
مساهمون: قادر حيدرى فسايى
ص٥٧