قوله : « احداها . . . » .
واجب در يك تقسيم بر دو قسم است :
1 ) واجب توصّلى : واجبى است كه بر مجرد انجام آن ولو بدون قصد قربت ، غرض مولا حاصل و واجب ساقط مىشود مثل دفن ميّت .
2 ) واجب تعبّدى : واجبى است كه تنها با انجام آن با قصد قربت غرض مولا حاصل و واجب ساقط مىشود مثل صلوة .
قوله : « ثانيتها . . . » .
قصد قربت به معناى قصد امتثال امر ( نه به معانى ديگر ) در عبادت ، معتبر و لازم است عقلا لا شرعا ( عقلا يعنى اينكه امر به ذات العمل تعلّق گرفته است ولى عقل انجام عمل به قصد امر را لازم مىداند . لا شرعا ؛ يعنى اينكه امر به عمل با قصد الامر تعلّق نگرفته است بطورى كه قصد الامر داخل در متعلّق باشد ) .
دليل اوّل :
صغرى : اگر قصد الامر در متعلّق امر اخذ شود از ناحيهى آمر ، لازمهاش تقدّم شىء بر نفس است به دو مرتبه .
كبرى : و اللازم باطل .
نتيجه : فالملزوم مثله .
توضيح صغرى : متعلّق بر امر و امر بر قصد الامر تقدّم دارد يعنى ابتداء بايد متعلّقى باشد تا امر به آن تعلّق بگيرد و هكذا امر نسبت به قصد الامر يعنى ابتداء بايد امرى باشد تا قصد شود .
پس قصد الامر از متعلّق به دو مرتبه متأخّر است ( به اين صورت : متعلّق - امر - قصد الامر ) حال اگر قصد الامر در متعلّق اخذ شود لازم مىآيد قصد الامر كه به دو مرتبه از متعلّق متأخّر بود بر خودش مقدّم شود و در مرتبهى متعلّق قرار بگيرد .