قوله : « الثالث . . . » .
[ مبحث سوّم : جملهى خبريّه در مقام طلب ]
جملهى خبريّه دو صورت دارد :
1 ) جملهى خبريّهاى كه در مقام طلب استعمال نشده است ،
مثل اكثر جملات خبريّه همچون قام زيد .
2 ) جملهى خبريّهاى كه در مقام طلب استعمال شده است ،
مثل يغتسل و يتوضّأ و يعيد كه امام عليه السّلام در مقام طلب غسل و وضوء و اعاده مىفرمايند .
دربارهى اين جملات دو بحث است :
الف ) آيا اين جملات ظهور در وجوب دارند يا خير ؟ در اين مورد دو نظريه است :
اوّل : نظريه بعضى از علماء مثل محقق رشتى : اين جملات مجمل هستند و لذا بايد توقف كرد .
دليل : حمل اين جمل بر معناى حقيقى ( اخبار و حكايت ) محال است و لذا بايد حمل بر معناى مجازى كرد و معناى مجازى ، متعدّد است ( طلب الزامى و طلب غير الزامى ) و هيچكدام بر ديگرى ترجيح ندارد . « 1 »
دوم : نظريه مشهور و مصنّف : اين جملات ظاهر در وجوب هستند و بلكه دلالت اين جمل بر وجوب اظهر و آكد از صيغه است .
دليل :
وقوع و انجام مطلوب از طرف عبد لازمهى طلبى هست كه وجود مطلوب در خارج بر آن مترتّب شود و اين ويژگى نشانگر شدت طلب مىباشد . با حفظ اين نكته ، مولا با استفاده از جمله خبريّه به انگيزهى طلب ، خبر از وقوع و انجام مطلوب از طرف عبد مىدهد .
بنابراين مولا خبر از چيزى مىدهد كه لازمهى طلب شديد او مىباشد . پس طلب منشأ بوسيله اين جملات اظهر و آكد از طلب منشأ بوسيلهى صيغه است چون صيغه دالّ بر اصل الطلب است . تأمل .
هامش
( 1 ) - ر ك : بدايع الافكار مرحوم رشتى ، ص 233 .