9 ) تسخير يعنى مسخّر كردن يك شى و او را از حالتى تبديل به حالتى اخسّ كردن مثل آيهى
كُونُوا قِرَدَةً خاسِئِينَ . *
« 1 »
با حفظ اين مقدمه مىگوييم :
دربارهى صيغهى امر دو نظريه معروف وجود دارد :
1 ) نظريه بعضى :
صيغهى امر براى اين معانى مذكوره وضع شده ( بنحو اشتراك لفظى ) و در آنها نيز استعمال مىشود .
2 ) نظريه مصنّف :
نظريه مصنّف در ضمن دو مرحله مطرح مىشود :
مرحلهى اوّل : دربارهى مستعمل فيه صيغهى امر . صيغهى امر دائما در انشاء الطّلب و به عبارت ديگر طلب انشايى استعمال مىشود . ولى انگيزهى متكلّم در انشاء طلب ، گاهى طلب حقيقى ، گاهى ترجّى ، گاهى تمنّى و گاهى تهديد و گاهى . . .
است . پس امورى كه به عنوان معنا ذكر شده در حقيقت انگيزه هستند نه مستعمل فيه .
مرحلهى دوم : دربارهى موضوع له صيغهى امر . صيغهى امر براى انشاءطلبى كه به انگيزهى طلب حقيقى باشد و نه انگيزههاى ديگر وضع شده است ( تأمل ) و لذا استعمال صيغهى امر در انشاءطلبى كه به انگيزهى طلب حقيقى باشد ، استعمال حقيقى و استعمالش در انشاءطلبى كه به انگيزههاى ديگر باشد ، استعمال مجازى است . پس در نظريه اوّل معنا با انگيزه مشتبه شده است .
نكته :
دربارهى ساير صيغ انشائيّه ( غير از امر ) همچون تمنّى ، ترجّى و استفهام كه در كلام خداوند به كار رفته و خداوند قائل به آنهاست دو نظريه وجود دارد :
1 ) نظريه مصنّف : اين صيغ در انشاء تمنّى ، انشاء ترجّى و انشاء استفهام استعمال شدهاند ولى نه به انگيزهى تمنّى ، ترجّى و استفهام ، بلكه به انگيزههاى ديگر .
هامش
( 1 ) - براى تحقيق دربارهى معانى مذكوره و غير مذكوره به شروح التلخيص ، ج 2 ، ص 312 به بعد ، مراجعه شود .