اشكال :
در تكليف ، اختيار و عدم الجبر عقلا معتبر است . با حفظ اين نكته ، اگر كفر و عصيان و اطاعت و ايمان و . . . متعلّق ارادهى تكوينيّه باشند قابل تخلّف نيستند . در نتيجه اين افعال ، جبرى و خارج از اختيار مىشوند ( چنان كه اشاعره معتقد هستند ) و قابل براى تعلّق تكليف نيستند .
جواب مصنّف :
متعلق ارادهى تكوينيّه دو صورت دارد :
1 ) اين افعال است بدون وساطت اراده و اختيار عبد ؛ يعنى مثل تعلّق ارادهى تكوينيّه خدا به ساير ممكنات موجوده مىباشد .
نمودار صورت اوّل : ارادهى خداوند - افعال .
2 ) اين افعال است با وساطت اراده و اختيار عبد ؛ يعنى كفر صادر از ارادهى كافر ، متعلّق ارادهى تكوينيّه الهيّه است ، نه مطلق كفر .
نمودار صورت دوم : ارادهى خداوند - ارادهى عبد - افعال .
اگر به صورت اوّل باشد اشكال وارد است و اگر به صورت دوم باشد بايد اين افعال با اراده و اختيار عبد صادر شود تا تخلّف مراد از اراده لازم نيايد . ولى به صورت دوم است ، پس جبر لازم نمىآيد و اشكالى وارد نيست .
اشكال :
عقاب بر كفر كافر و عصيان عاصى مشكل است .
دليل :
صغرى : كفر كافر و عصيان عاصى به ارادهى تكوينيّه خدا منتهى مىشوند .
كبرى : هر چيزى كه به ارادهى تكوينيّه خدا منتهى مىشود امر غير اختيارى است ( تا علم خدا تخلّف نكند ) .
نتيجه : پس كفر كافر و عصيان عاصى امر غير اختيارى است و امر غير اختيارى عقاب بر آن قبيح است ، پس عقاب بر كفر كافر و عصيان عاصى قبيح است و القبيح لا يصدر من الحكيم .