تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 550

مساهمون:

ص٥٥٠

فتوحات فارس

چون اميرانى كه به فتح سرتاسر ايران فرمان داشتند ، از بصره بيرون آمدند و هر اميرى به سويى روان شد ، ايرانيان از شنيدن اين خبر پراكنده شدند و هر گروه به شهر خود رفت . و اين خود هزيمت و پراكندگى آنان بود . از امراء مسلمان مجاشع بن مسعود ، روانهء شاپور و اردشير خره گشت . ايرانيان در توج با او روبرو شدند . مجاشع كشتار بسيار كرد و توج را گرفت و مردم آنجا را از دم تيغ گذرانيد تا آنگاه كه به جزيه مصالحه كردند . او فتحنامه و خمس غنايم را نزد عمر فرستاد . لشكركشى مجاشع به اين سرزمين بار دوم بود . نخستين بار علاء الحضرمى در ايام طاوس به فارس آمده بود . عثمان بن ابى العاص آهنگ اصطخر كرد . در جور ( گور ) ايرانيان با او رو به رو شدند ايرانيان شكست خوردند و مسلمانان كشتارى سخت كردند و جور و اصطخر را بگشودند و بر مردم جزيه نهادند . هيربد جزيه را بپذيرفت . مردمى كه گريخته بودند ، بازگشتند . عثمان بن ابى العاص فتحنامه و خمس غنايم را نزد عمر فرستاد . سپس كازرون و نوبندجان را فتح كرد و بر همهء فارس غلبه يافت . ابو موسى نيز به دو پيوست و شيراز و ارجان را بگشود و بر مردم خراج و جزيه نهاد . نيز عثمان بن ابى العاص جنابه را بگشود و در ناحيه جهرم با ايرانيان روبرو شد . آنان را درهم شكست و شهر را در تصرف آورد . سپس در اوايل خلافت عثمان شهرك سر به شورش برداشت ، عثمان بن ابى العاص پسرش و برادرش حكم را بدان سوى گسيل داشت و سپاهى از بصره به يارى عبيد اللّه بن معمر و شبل بن معبد به فرستاد . در فارس نبرد ميان دو سپاه درگرفت . شهرك شكست خورد و حكم بن ابى العاص و به قولى سوار بن همام العبدى او را بكشت . و گويند كه پسر شهرك بر سوار حمله كرد و او را به قتل آورد . و گويند كه اصطخر در سال بيست و هشتم و به قولى در سال بيست و نهم فتح شد . و گويند كه عثمان بن ابى العاص برادرش حكم را از بحرين با دو هزار سوار به توج فرستاد او نيز تعبيه داد و جارود و ابو صفره پدر مهلب را بر دو جناح سپاه خود قرارداد . كسرى نيز شهرك را با سپاهى بفرستاد . دو سپاه در توج به هم رسيدند . حكم سپاه شهرك را شكست داد . ايرانيان به شاپور گريختند و حكم شهرك را بكشت و شهر شاپور را در محاصره گرفت تا آنگاه كه پادشاهشان به مصالحه راضى شد و آنان را در تصرف اصطخر يارى داد چون عمر درگذشت ، عثمان بن عفان عبيد اللّه بن معمر را به جاى عثمان بن ابى العاص فرستاد . او شهر اصطخر را در محاصره گرفت . پادشاه شاپور قصد آن داشت كه غدر كند و عبيد اللّه را بكشد ولى عبيد اللّه از غدر او آگاه شد . در اين هنگام سنگى از منجنيقى بر سر عبيد اللّه آمد و او را بكشت ولى مسلمانان شهر را بگشودند و خلق كثيرى را از مردم به قتل آوردند .