گريختند و به دژها پناه بردند . سواران او تا دويست فرسخ نيز از بلنجر گذشتند و پيروزمند و با غنايم بازگشتند . تركان مىپنداشتند كه مسلمانان را ملائكه حفاظت مىكنند و آنان كشته نمىشوند ولى يكى از سواران مسلمان را اتفاقى يافته و بكشتند از آن پس جسارت يافتند و با عبد الرحمان به جنگ پرداختند و او را كشتند و سپاهش را پراكنده ساختند . علم را برادرش سلمان به دست گرفت . او مردم را همراه با ابو هريرة الدوسى از معركه بيرون آورد و از راه جيلان به جرجان رسانيد .
فتح خراسان
چون براى اميران جهت تسخير سراسر ايران لواءهايى بسته شد . لواء احنف بن قيس را براى فتح خراسان بستند . پيش از اين گفتيم كه يزدگرد بعد از جلولا به رى رفت . ابان جادويه يكى از مرزبانان او در آنجا بود . ابان يزدگرد را به زور واداشت تا انگشترى خود را به دو دهد . آنگاه گفت : تا سندهايى كه مىخواست ، نوشتند و بر آنها مهر يزدگرد را بنهاد و همه آن سندها را نزد سعد برد و سعد همه را به او داد و با او قرارداد صلح امضاء كرد .
يزدگرد و كسانى كه با او بودند از آنجا به اصفهان و سپس به كرمان رفتند تا در خراسان به مرو رسيدند و در آنجا مقام كرده و از عرب ايمن شدند . از مرو به هرمزان و فيروزان و مردم فارس و اهواز نامه نوشت ولى همهء آنان از يارى او سرباز زدند و خود نيز به ارادهء خداوند خوار و منهزم گشتند . و عمر مسلمانان را فرمان داد تا در سرزمينشان پيش بروند .
احنف بن قيس در سال هجدهم سپاه به خراسان برد . بيست و دو هزار سپاهى داشت .
او از راه طبسين پيش مىرفت . هرات را به جنگ گشود و صحار بن فلان [ 1 ] العبدى را در آنجا حكومت داد و به سوى مرو شاهجان براند . و مطرف بن عبد اللّه بن الشخير را به نيشابور فرستاد و حارث بن حسان را به سرخس يزدگرد از مروشاهجان به مرو الرود رفت . احنف مرو شاهجان را بگرفت . از جانب كوفه در آنجا براى او مدد رسيد . احنف حارثة بن النعمان الباهلى را به جاى خود نهاد و به سوى مرو الرود روان شد . سپاهى را كه از كوفه آمده بود ، بر مقدمه فرستاد . اينان در بلخ با يزدگرد روبرو شدند و او را منهزم ساختند . يزدگرد از نهر بگذشت و احنف نيز به سپاه كوفه پيوست و بلخ را بگشود . مردم خراسان از نيشابور تا طخارستان همه صلح كردند . احنف ربعى بن عامر را بر طخارستان گماشت و خود به مرو الرود بازآمد و در آنجا بماند و به عمر فتحنامه نوشت عمر به او نوشت كه : به اين سوى نهر ( جيحون ) بسنده كند .
يزدگرد كه در مرو الرود بود ، از پادشاهان نواحى يارى خواسته بود و به خاقان ترك و پادشاه سغد نامه نوشته بود . يزدگرد و خاقان به خراسان آمدند و در بلخ فرود آمدند .
هامش
[ ( 1 ) ] فلال .