گويند كه چون خالد از عراق به شام مىآمد تا مسلمانان را يارى دهد ، راهنمايانى مىخواست كه او را چنان ببرند كه از پشت سر سپاه روم درآيد ، رافع بن عميرة [ 1 ] الطائى - از فزاره او را از بلاد قبايل كلب راه نمود تا به شام درآمد . در راه از شدت تشنگى شكم اشتران را بر مىدريدند و آب آن مىخوردند . همچنين به مضيح حمله آوردند در آنجا جماعتى را يافتند همه را كشتند و برهنه كردند تا به مرج الراهط رسيدند . حارث ابن ايهم و غسانيان در مرج راهط گرد آمده بودند . خالد به سوى آنان راند و همه را به قتل آورد و زنان و كودكان را به اسارت برد . سپس به جانب بصرى رفت ، آنجا را نيز بگشود . از مرج راهط به واقوصه راند .
و در يرموك به مسلمانان پيوست .
و گويند كه چون خالد از عراق به شام مىآمد ، جمعى از امراى مسلمان را در بصرى بديد پس آنجا را محاصره كردند . مردم بصرى جزيه پذيرفتند . آنگاه همگى به سوى فلسطين راندند .
تا عمرو بن العاص را يارى رسانند و عمرو در غور بود و روميان در جلق . تذارق برادر هرقل نيز با آنان بود . روميان از جلق به اجنادين كه در شرق رمله بود ، رفتند . در آنجا مسلمانان گرد آمدند و نبردى سخت درگرفت و روميان به هزيمت شدند . اين واقعه در نيمهء جمادى الاولى همان سال بود . تذارق در اين نبرد كشته شد و هرقل بازگشت . او با مسلمانان در درهء واقوصه در يرموك رو به رو شد . واقعه يرموك چنان كه گفتيم در ماه رجب اتفاق افتاد ، بعد از اجنادين ، خبر وفات ابو بكر به مسلمانان رسيد و آن در ماه جمادى الاخره هشت روز به پايان مانده ، واقع شد .
هامش
[ ( 1 ) ] عمرو .