و ما در اين باب سخن خواهيم گفت .
حجة الوداع
آنگاه پيامبر به حجة الوداع بيرون آمد . پنج شب از ذو القعده باقى مانده بود . جمعى اشراف مردم با او بودند و صد شتر براى قربانى . روز يكشنبهء چهارم ذو الحجة وارد مكه شد .
على بن ابى طالب با صدقاتى كه از نجران آورده بود ، به دو پيوست و با او حج به جاى آورد .
پيامبر مناسك حج را به مردم آموخت و براى آنان آمرزش طلبيد . و در عرفه ، براى مردم خطبه خواند و پس از حمد و ثناى پروردگار چنين گفت :
« اى مردم بر شما حرام است كه خون يك ديگر بريزيد و مال يك ديگر برباييد تا آنگاه كه پروردگارتان را ملاقات كنيد . چنان كه اين روز و اين ماه ، روز حرام و ماه حرام است . و شما پروردگارتان را ديدار خواهيد كرد و او از اعمال شما خواهد پرسيد . و من اين سخن به شما گفتم . هر كس امانتى در نزد اوست بايد آن را به صاحبش باز گرداند و اگر رياست آن ملغى شده ولى اصل سرمايه از آن شماست . نه ستم كنيد و نه مورد ستم قرار گيريد . خداوند مقرر داشته كه ربا نخواهد بود . همه رباهايى كه از آن عباس بن عبد المطلب است ، ملغى است .
و هر خونى كه در زمان جاهليت ريخته شده ، خونبها و انتقام آن ملغى است . و نخستين خونى كه خونبها و انتقام آن ملغى است ، خون پسر ربيعة بن الحارث بن عبد المطلب است . او را زنان بنى ليث شير مىدادند و بنى هذيل او را كشتند و اين اولين خونى از خونهاى جاهليت است كه بدان آغاز مىكنم . اى مردم ، شيطان از اينكه در اين سرزمينتان مورد پرستش قرار گيرد ، تا ابد نوميد شده ولى خشنود از آن است كه در موارد ديگر او را فرمان برند يعنى حقير شمردن اعمالتان . پس از او ، بر دين خود بيمناك باشيد . اى مردم تغيير دادن ماههاى حرام زيادة در كفر است و كسانى كه كافر شدند ، بدان روى در گمراهى نهادند . يك سال ، آن را حلال مىشمارند و يك سال حرام . تا با آن شمار كه خدا حرام كرده است توافق يابند . پس آنچه را كه خداوند حرام نموده ، حلال دارند و آنچه را كه حلال داشته ، حرام دارند . آگاه باشيد كه زمان به همان هيئتى كه در روز آفرينش آسمانها و زمين ، داشته است ، مىچرخد .
شمار ماهها در نزد خداوند در روزى كه آسمانها و زمين را آفريده در كتاب خدا ، دوازده است .
چهار ماه ماههاى حرام است سه ماه پى در پى ، ذو القعده و ذو الحجه و محرم و رجب مضر [ 1 ] كه ميان جمادى و شعبان است . اما بعد ، اى مردم شما را بر زنانتان حقى است و آنان را بر شما حقى است . اما حقى كه شما بر آنان داريد اين است بر فراش شما كسى را كه ناخوش داريد ، نياورند و بر آنان است كه مرتكب عمل زشت آشكارى نشوند ، اگر چنين كردند ،
هامش
[ ( 1 ) ] رجب الفرد .