خداوند شما را اجازت فرموده كه در بستر از آنان دورى گزينيد و آنان را بزنيد اما نه سخت و شديد اگر از آن كار دست باز داشتند ، بايد روزى و لباس آنان را چنان كه شايد ، بدهيد .
به زنان نيكى كنيد ، زيرا ايشان چون اسيرانى به دست شما هستند . مالك چيزى براى خود نيستند .
و همانا شما آنان را چون امانت خدا گرفتهايد و فرجهاى آنان را با كلمه خدا بر خود حلال ساختهايد . به هوش باشيد اى مردم ، سخن مرا بشنويد . من وظيفهء رسالت را ادا كردم و در ميان شما چيزى گذاشتم كه اگر بدان چنگ زنيد ، هرگز گمراه نگرديد ، كتاب خدا و سنت پيامبر او اى مردم سخن مرا بشنويد و بدانيد كه هر مسلمانى ، برادر مسلمان ديگر است و مسلمانان همه برادرند . بر هر كس ، از مال برادرش آن قدر حلال است كه او خود آن را به رضاى خاطر به او بخشيده باشد . پس بر خود ستم نكنيد . آيا من تبليغ رسالت كردم ؟ » آوردهاند كه مردم گفتند : « آرى به خدا » . پس پيامبر گفت : « بار خدايا شاهد باش . » اين حج را حجة البلاغ و حجة الوداع گويند ، زيرا پس از آن ديگر حجى به جاى نياورد و پيش از آن دو بار حج كرده بود و با حجة الوداع ، عمره نيز به جاى آورد سپس در بقيه ماه ذو الحجهء سال دهم به مدينه بازگشت .
كارگزاران پيامبر در نواحى
چون باذان كارگزار كسرى در يمن ، ايمان آورد و همهء مردم يمن اسلام آوردند ، پيامبر او را بر يمن و همهء مخاليف آن فرمانروايى داد . و تا زنده بود كس در يمن شرك نياورد پيامبر از حجة الوداع باز مىگشت كه خبر مرگ او را بشنيد . از اين رو ، حوزهء فرمانروايى او را ميان چند تن از اصحاب تقسيم كرد . پسرش شهر بن باذان را بر صنعاء فرمانروايى داد و ابو موسى الاشعرى را بر مأرب و يعلى بن اميه را بر جند و عامر بن شمر الهمدانى را بر همدان و طاهر بن ابى هاله را بر اشعريان و خالد بن سعيد بن العاص را بر سرزمينهاى ميان نجران و زمع و زبيد و عمرو بن حزم را بر نجران و زياد بن لبيد البياضى را بر حضرموت و عكاشة بن ثور بن اصغر الغوثى را بر سكاسك و سكون و عبد اللّه يا مهاجر بن ابى اميه را بر بنى معاوية بن كنده .
مهاجر شكايت كرد و نرفت پس زياد بن لبيد جانشين او شد ، و معاذ بن جبل را معلم مردم يمن و حضرموت نمود . و پيش از اين عدى بن حاتم را براى گردآورى صدقات به سوى قبيلهء طى فرستاده بود و اسد و مالك بن نويره را براى جمع آورى صدقات بنى حنظله روان داشت و جمع آورى صدقات بنى سعد را به دو تن از مردان آنان واگذاشت و علاء الحضرمى را بر بحرين گمارد و على بن ابى طالب را به نجران فرستاد تا صدقات و جزيههاى آنان را بستاند و نزد او برد . چنان كه گفتيم - و على در حجة الوداع از اين سفر باز آمد .