تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 422

مساهمون:

ص٤٢٢
او كشته شده بود ، اما به ناگاه زنبوران بر گرد آن جمع شدند ، كافران آن را تا شب رها كردند ، شب هنگام سيلى بيامد و جسد عاصم را با خود ببرد . اما ديگران را اسير كرده ، بردند ، چون به مر الظهران رسيدند ، طارق دستهاى بستهء خود را آزاد كرد و شمشير بكشيد ، مشركان سنگبارانش كردند تا بمرد . اما خبيب و زيد را به مكه آوردند و به قريش فروختند تا آنان را در عوض كشتگان خود ، كشتند .

غزوهء بئر معونه

در همين ماه صفر ملاعب الاسنه ابو براء ، عامر بن مالك بن جعفر بن كلاب بن ربيعة بن عامر بن صعصعه نزد پيامبر ( ص ) آمد . پيامبر او را به اسلام خواند ، او اسلام نياورد ، بيگانگى نيز نشان نداد ، و گفت : يا محمّد چند تن از ياران خود را بر مردم نجد بفرست تا آنان را به دين تو فرا خوانند ، اميد مىدارم كه تو را اجابت كنند . پيامبر گفت : بر جانشان بيمناكم ، گفت : من ضمانت مىكنم . پيامبر ( ص ) منذر بن عمرو ، از بنى ساعده را با چهل و به قولى هفتاد تن از مسلمانان ، بفرستاد . از آن جمله بودند : حارث بن الصمه و حرام بن ملحان دايى انس و عامر بن فهيره و نافع بن بديل بن ورقاء . اينان در بئر معونه ميان سرزمين بنى عامر و حره بنى سليم فرود آمدند و حرام بن ملحان را با نامهء پيامبر ، نزد عامر بن الطفيل فرستادند . او در آن نامه ننگريست و در جا به قتل حرام بن ملحان فرمان داد . آنگاه از بنى عامر براى از ميان بردن آنان يارى خواست ولى از آنجا كه اينان در جوار ملاعب الاسنه ابو براء بودند ، از يارى خوددارى كردند . از بنى سليم يارى خواست قبايل عصيه و رعل و ذكوان به يارى آمدند و همهء مسلمانان را كشتند . منذر بن احيحه از بنى جلاح و عمرو بن امية الضمرى به چرانيدن اشتران مشغول بودند ، ديدند كه پرندگان بر سر سپاه پرواز مىكنند بىدرنگ بازگشتند ، همه را كشته يافتند . اما منذر بن احيحه جنگيد ، تا كشته شد ولى عامر بن الطفيل ، سر عمرو بن اميه را تراشيد و آزادش كرد ، زيرا او از مضر بود . و اين واقعه در ده روز از صفر باقى مانده اتفاق افتاد و با واقعهء رجيع در يك ماه بود . چون عمرو بن اميه باز مىگشت در راه دو تن از بنى كلاب يا بنى عامر يا بنى سليم را ديد كه با او در سايه‌اى آرميده بودند و آنان را با پيامبر ( ص ) پيمان بود و عمرو از آن خبر نداشت ، چون آن دو به خواب رفتند برخاست و هر دو را بكشت . چون نزد پيامبر ( ص ) باز آمد و خبر آورد ، پيامبر گفت دو تن را كشتى كه بايد ديهء آنان را بپردازم .

غزوهء بنى النضير

رسول خدا ( ص ) به سوى بنى النضير عزيمت نمود تا در اداى ديهء آن دو مقتول از آنان يارى جويد . بنى النضير اجابت كردند . پيامبر با ابو بكر و عمر و على و چند تن از اصحاب ، پاى يكى از ديوارهايشان نشستند . بنى النضير خواستار مردى شدند كه بر بام خانه فرا رود و سنگى