تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 19

مساهمون:

ص١٩
دامنهء ملكشان به وسيلهء برخى از اقوامشان تا شام و مصر هم گسترده بوده است . اينان در اثر فشار بنى حام از بابل به جزيرة العرب آمدند و در باديه چادر زدند . و هر دسته را ملوكى و بناهايى و كاخهايى بوده است تا آنكه بنى يعرب بن قحطان بر آنان غلبه يافتند . اين اعراب عاربه را اقوام بسيار بود : چون عاد و ثمود و طسم و جديس و عبيل و عبد ضخم و جرهم و حضرموت و حضور و سلفات . اين نژاد را عرب عاربه گويند ، يا از حيث رسوخ آنها در عربيت چنان كه ليل الليل و صوم صائم يا بدان معنى كه اينان عربيت را آوردند ، زيرا نخستين نژادهاى عرب‌اند . گاه نيز آنها را اعراب بائده يعنى هلاك شده مىنامند زيرا همه از ميان رفته‌اند و از نسلشان كسى بر روى زمين باقى نمانده است . اما قوم عاد ، فرزندان عاد پسر عوص پسر ارم پسر سام بودند و خانه‌هايشان در احقاب رمل ميان يمن و عمان تا حضر موت و شحر بود . پدرشان عاد - چنان كه گفته‌اند - نخستين كسى است از عرب كه پادشاهى يافت و عمر دراز كرد و فرزندانش افزون شد . در تواريخ آمده است كه او را چهارهزار پسر بود و خود با هزار زن ازدواج كرد و هزار و دويست سال بزيست . بيهقى مىگويد سيصد سال زندگى كرد و پس از او سه پسرش : شديد و شداد و ارم به ترتيب پادشاهى كردند . مسعودى گويد : آنكه پس از عاد پادشاهى كرد از ميان آن سه پسر شداد بود . شداد بر سرزمينهاى بسيارى از بلاد شام و هند و عراق تسلط يافت . زمخشرى مىگويد : شداد كسى است كه شهر ارم را در صحراهاى عدن ساخت ، شهرى كه خشتهايش از طلا و ستونهايش از ياقوت و زبرجد بود . شداد چون وصف بهشت را شنيد از روى سركشى خواست همانند آن بنايى برآورد . و گويند آنكه اين شهر ارم را ساخت ارم پسر عاد بود . ابن سعيد از بيهقى روايت مىكند كه سازندهء ارم ، ارم بن شداد پسر عاد بزرگ بود . درست آن است كه در آنجا شهرى به نام ارم نبوده است اينها اساطير و حكايات قصه گويان است كه ضعفاى مفسرين نقل كرده‌اند و ارم كه در اين آيه آمده است : « ارم ذات العماد » نام قبيله است نه شهر . مسعودى گويد : پادشاهى عوص سيصد سال بود و آنكه بعد از او پادشاهى كرد پسرش عاد بود . و جيرون بن سعد بن عاد از ملوك آنها بود و او شهر دمشق را بنا كرد و به صورت شهر درآورد . او ستونهاى مرمر را در آنجا گرد آورد و آن شهر را ارم ناميد . و يكى از دروازه‌هاى شهر دمشق تا اين زمان باب جيرون است و شعرا از آن ياد كرده‌اند :
النخل فالقصر فالحماء بينهما * اشهى الى القلب من ابواب جيرون
اين بيت در صورت اول از كتاب اغانى آمده است . ابن عساكر در تاريخ دمشق گويد كه : جيرون و يزيد دو برادر بودند و هر دو پسران سعد بن لقمان بن عاد . و باب جيرون و نهر يزيد به آنها منسوب‌اند . ولى درست آن است كه باب جيرون به نام يكى از موالى سليمان عليه السلام ناميده شده .