تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 401

مساهمون:

ص٤٠١
از بطون اوس كه در حوالى مدينه زندگى مىكردند ، بعضى از آنان ايمان آوردند ، ولى ابو قيس صيفى بن الاسلت كه سيد قوم و شاعرشان بود آنان را از اسلام بازداشت تا جنگ خندق كه از آن پس همه ايمان آوردند .

عقبهء ثانيه

مصعب بن عمير به مكه بازگشت و همراه او به هنگام حج ، گروهى از انصار كه اسلام آورده بودند ، براى ديدار با پيامبر ( ص ) به مكه آمدند ، گروهى نيز كه هنوز ايمان نياورده بودند ، با ايشان بودند . اينان در اواسط ايام التشريق با رسول خدا ( ص ) وعدهء ديدار نهادند . و آن شب ميعاد آهسته و در نهان بىآنكه كافران قومشان كه در آنجا بودند ، آگاه شوند ، به عقبه آمدند . ابو جابر عبد اللّه بن حرام نيز با آنان بود . در آن شب ايمان آوردند و با رسول خدا بيعت كردند كه همچنانكه از زنان و فرزندان خود حمايت مىكنند از او حمايت كنند و او با اصحابش نزد آنان به مدينه رود . عباس بن عبد المطلب نيز حاضر شد و او هنوز بر دين قوم خود بود . براء بن معرور را در آن شب مقامى محمود بود ، از جهت اخلاص و دلبستگى به رسول خدا ( ص ) . او نخستين كسى بود كه ايمان آورد . كسانى كه در آن شب ايمان آوردند هفتاد و سه مرد بودند و دو زن . رسول خدا ( ص ) دوازده تن را برگزيد كه نقيب قوم خود باشند : نه تن از خزرج و سه تن از اوس . و آنها را گفت : شما ضامن من باشيد ، چون ضمانت حواريون عيسى بن مريم را ، و من ضامن قوم خود هستم . و اين نقيبان اينان بودند : از خزرج ، از كسانى كه در عقبهء اولى هم شركت داشته بودند : اسعد بن زراره و رافع بن مالك و عبادة بن الصامت و سعد بن الربيع بن عمرو بن ابى زهير بن مالك بن امرؤ القيس بن مالك بن ثعلبة بن كعب بن الخزرج ، و عبد اللّه بن رواحة و ثعلبة بن امرؤ القيس ، و براء بن معرور بن صخر بن خنساء بن سنان بن عبيد بن عدى بن غنم بن كعب بن سلمه و ابو جابر عبد اللّه بن عمرو بن حرام ، و سعد بن عبادة بن دليم [ 1 ] . و منذر بن عمرو بن خنيس بن حارثه بن لوذان بن عبد ود بن زيد [ 2 ] بن ثعلبة بن الخزرج بن ساعده . و سه تن از اوس بودند : اسيد بن حضير بن سماك بن عتيك بن رافع بن امرؤ القيس بن زيد بن عبد الاشهل ، و سعد بن خيثمة بن الحارث بن مالك بن الاوس و رفاعة بن عبد المنذر بن زيد بن امية بن زيد بن مالك بن عوف بن عمرو بن عوف بن مالك بن الاوس . بعضى به جاى رفاعه ابو الهيثم بن التيهان را آورده‌اند . و اللّه اعلم . چون اين بيعت پايان يافت ، رسول خدا فرمان داد كه باز گردند . آنان نيز به جايگاه‌هاى خود بازگشتند . چون اين خبر به قريش رسيد ، آمدند و به سرزنش آن جماعت پرداختند . جمعى از اوس و خزرج سوگند خوردند كه از آنچه مىگويند ، هيچ خبر ندارند . و عبد اللّه بن ابى بن
هامش
[ ( 1 ) ] ديلم . [ ( 2 ) ] يزيد .