از فرزندان سام بود . چون آن دورانها سپرى شد و آن امتها را خداوند به قدرت خويش از ميان برداشت ، اين نژاد در مردم ديگرى كه در نسب با آنان قرابت داشتند چون حمير و كهلان و اعقاب آنها از تبعها و وابستگان آنها از اعراب مستعربه از فرزندان عابر پسر شالح ، پسر ارفكشاد ، پسر سام بود . پس روزگاران از پى هم آمدند و گذشتند و از آن ميان فرزندان فالج پسر عابر ، از ميان فرزندان سام سرآمد شدند و خداوند از ميان ايشان پيامبر خود ابراهيم پسر تارح [ 1 ] را برگزيد و تارح همان آزر پسر ناحور پسر سروج [ 2 ] پسر رعو [ 3 ] پسر فالج است .
داستان ابراهيم با نمرود و مهاجرت او به حجاز در قرآن آمده است .
ابراهيم براى تقرب به خدا فرزندش اسماعيل را با مادرش هاجر در حجر جاى داد . گروهى از جرهم از آن بيابان مىگذشتند هاجر به آنها پيوست و اسماعيل در ميان آنان پرورش يافت و زبان عربى را از آنان بياموخت ، زيرا پدرش عرب نبود . داستان بناى خانهء كعبه هم ، چنان است كه در قرآن آمده . پس خداوند اسماعيل را بر جرهم و عمالقه كه در حجاز سكونت داشتند مبعوث نمود ، بسيارى به او ايمان آوردند . فرزندان اسماعيل در حجاز افزون شدند و اقوام ديگرى پديد آمدند چون ربيعه و مضر و وابستگان آنها از اياد و عك و نزار و عدنان و ديگر فرزندان اسماعيل . اينان نيز در طول قرون منقرض شدند و دولتشان با ظهور دولت اسلام منقرض شد و با ملل غير عرب كه بر آنان غلبه يافته بودند ، درآميختند و در طول زمان زبان بازماندگانشان فساد پذيرفت . اين بازماندگان به صورت قبايلى گاه در بيابانها و ريگستانها زيست مىكنند و گاه به آباديها و شهرها مىآيند . بعضى قبايل عرب در مشرق و مغرب و حجاز و يمن و بلاد صعيد و نوبه و حبشه و بلاد شام و عراق و بحرين و بلاد فارس و سند و كرمان و خراسان پراكندهاند . امتهايى كه به شمار و ضبط نيايند و در اين روزگار به كثرت خود در شرق و غرب مفاخرت مىكنند كه امروز بيشترين مردم جهانند . و بيشتر از همهء آنان بر امور خود ، يد قدرت دارند .
و چون زبانشان نسبت به زبان مضرى كه قرآن بدان نازل شده با واژههاى غير عربى درآميخته است ما آنها را اعراب مستعجمه ناميدهايم .
پس نژادهاى عرب ، از آغاز آفرينش تا اين زمان ، چهار طبقه بودهاند كه از پى يك ديگر آمدهاند و هر طبقه را دورهها و نژادها و دولتها و طوايفى بوده كه به خاطر كثرت نژادها و وسعت دامنهء ملكشان بيش از ديگر امم مورد توجه بودهاند ، و ما اينك در هر طبقهاى به بيان احوال نژاد آن و پارهاى از ايام و دول آنها مىپردازيم و نيز كسانى را كه در آن طبقه از ملوك و دول بودهاند بيان مىداريم تا مراتب نژادها در خلقت و كيفيت تعاقب آنان آشكار شود . و اللّه سبحانه و تعالى ولى العون .
هامش
[ ( 1 ) ] تارخ .
[ ( 2 ) ] ساروخ .
[ ( 3 ) ] ارغو .