نواجى بجايه ، و در مغرب اقصى از ايشان خلق بسيارى است كه در اخبار آنان خواهيم آورد .
اما زغبه : از آنان در بلاد زناته ، خلق عظيمى هستند . فارع نيز در مغرب اقصى با معقل و قره و جشم زندگى مىكنند .
منازل بنى قره در برقه است و رياستشان در ايام الحاكم العبيدى به نحوى كه گذشت با ابن مقرب بود چون با ابو ركوه از بنى اميه اندلس ، بيعت كردند و حاكم او را كشتند ، عرب بر ايشان استيلا يافت و سپاه بدانجا كشيد و نابودشان نمود . پس همه به مغرب اقصى رخت بستند ، اكنون - چنان كه خواهيم گفت - با جشم در آنجا هستند . در باب نسب هلال و شعوب و مواطنشان در مغرب اوسط و افريقيه آنگاه كه از طبقهء چهارم از اعراب سخن گوئيم ، سخن خواهيم گفت .
اما بنى ربيعه بن عامر بطون بسيارند ، كه بيشترشان به سه تن از فرزندان او باز مىگردند :
عامر و كلاب و كعب . بلادشان در سرزمين نجد در سمت تهامه در مدينه و سرزمين شام است .
پس همه به شام داخل شدند و برخى از آنان در ممالك اسلامى پراكنده گشتند و در نجد يك تن از ايشان باقى نماند .
از بنى عامر بن ربيعه است : بنى البكاء [ 1 ] و او ربيعة بن عامر بن ربيعة است كه پسرش جندح با خالد بن جعفر بن كلاب در قتل زهير بن جذيمة العبسى شركت داشت . و نيز فرزندان ذو السهمين ، معاوية بن عامر بن ربيعة است و نيز ذو المحجن [ 2 ] عوف بن عامر بن ربيعة .
و نيز بنى فارس الضحيا عمرو بن عامر بن ربيعة . و از ايشان است : خداش بن زهير بن عمرو از فرسان و شاعران عصر جاهليت ، و اما بنى كلاب بن ربيعة : از ايشان است : بنى الوحيد بن كعب بن عامر بن كلاب و بنى ربيعة المجنون بن عبد اللّه بن ابى بكر بن كلاب ، و بنى عمرو بن كلاب .
ابن حزم گويد : گويند : بنى صالح بن مرداس ، امراء حلب از ايشان است . و از بنى كلاب است : بنى رواس ، و نام او حارث بن كلاب بود . و بنى الضباب و نام او معاوية بن كلاب بود و از ايشان بود ، شمر بن ذى الجوشن [ 3 ] بن الاعور بن معاويه ، قاتل حسين بن على . و از اعقاب اوست : صميل [ 4 ] بن حاتم بن شمر ، وزير عبد الرحمان بن يوسف الفهرى در اندلس . و نيز بنى جعفر بن كلاب كه از آنان بود : عامر بن الطفيل بن مالك بن جعفر و عمويش ابو عامر بن مالك ملاعب الاسنه و ربيعة بن مالك موسوم به ربيع المقترين [ 5 ] و پسرش [ 6 ] لبيد بن ربيعة شاعر معروف .
بلاد بنى كلاب قرقگاه ضريه و ربذه در اطراف مدينه و فدك و عوالى است . قرقگاه
هامش
[ ( 1 ) ] بنى التكماه .
[ ( 2 ) ] ذو الحجر .
[ ( 3 ) ] شهر بن : ذى الجوشن .
[ ( 4 ) ] صهيل .
[ ( 5 ) ] تبع المعتبرين .
[ ( 6 ) ] پدرش .