عروة بن مسعود بن معتب كه او را رسول خدا ( ص ) براى دعوت به اسلام نزد قومش فرستاد و آنان به قتلش آوردند . و او يكى از آن دو تن بود كه به عظيم القريتين معروف شدند و نيز از فرزندان اوست ، حجاج بن يوسف بن الحكم بن ابى عقيل بن مسعود بن عامر بن معتب ، فرمانرواى عراقين از جانب عبد الملك و پسرش وليد . و از ايشان است : يوسف بن عمر بن محمّد بن عبد الحكم ، كه از جانب هشام بن عبد الملك و وليد بن يزيد ، والى عراقين بود و بسيارى از قوم او در عراق و شام و يمن و مكه حكومت داشتند . نيز از بنى معتب است :
غيلان بن مسلمة بن معتب ، او به ديدار كسرى آمد . و نيز بنى غيرة بن عوف كه از ايشان بودند اخنس بن شريق بن عمرو بن وهب بن علاج بن ابى سلمة بن عبد العزى [ 1 ] بن غيرة بن بن عوف بن ثقيف و حارث بن كلدة بن عمرو بن علاج طبيب عرب ، و ابو عبيد بن مسعود بن عمرو بن عمير بن عوف ، صحابى مقتول در نبرد جسر ، يكى از نبردهاى قادسيه و پسرش مختار بن ابى عبيد كه در كوفه دعوى نبوت كرد . مختار از جانب عبد اللّه بن الزبير والى آن شهر بود ولى بيعت خود با او بشكست و براى محمّد بن الحنفيه دعوت كرد ، سپس ادعاى نبوت نمود . و نيز از ايشان است ابو محجن بن حبيب بن عمرو بن عمير و بسيارى ديگر كه ذكر آنان به درازا كشد .
مساكن ثقيف در طائف بود و آن شهرى است از سرزمين نجد نزديك به مكه و نيز در جلس در مشرق و شمال آن . و آن ، بر قلهء كوه است و به واج و بوج موسوم است . در جاهليت از آن عمالقه بود ، سپس ثمود ، پيش از نزول در وادى القرى ، در آنجا سكونت داشت از اين رو مىگويند ثقيف از بقاياى قوم ثموداند . بعد از عمالقه قبايل عدوان در آنجا مسكن گزيدند ولى ثقيف بر آنان غلبه يافتند و امروز خانههايشان در آنجاست . سهيلى نيز چنين مىگويد . و گويند كه : ثقيف از موالى هوازن بودند و گويند وابسته به ايادند . از اعمال طائف است سوق عكاظ و عرج . عكاظ ، سنگى است ميان يمن و حجاز و بازار آن در عهد جاهلى ، روزى از سال داير بود و عرب از اطراف بدانجا روى مىآورد ، و روز عكاظ يكى از موسمهاى عرب بود .
اما بنى معاوية بن بكر بن هوازن را بطون بسيار است . از آنان است بنى نصر بن معاويه .
كه مالك بن سعد بن ربيعة بن يربوع بن واثله بن دهمان بن نصر سردار مشركان در غزوه حنين از آنان بود . او اسلام آورد و اسلامش نيكو شد . و از ايشان است بنى جشم بن معاويه و از جشم است خاندان ابن دريد بن الصمه . مساكن آنان در سروات است و آن بلادى است كه تهامه و نجد را از هم جدا مىكند و از يمن است تا شام . و سروات [ 1 ] الشام و سروات الجبل و سروات جشم ، پيوسته است به سروات هذيل . بيشتر ايشان به بلاد غرب منتقل شدهاند و اكنون در آنجا هستند و ما هنگام ذكر طبقهء چهارم از عرب ، از آنان ياد خواهيم
هامش
[ ( 1 ) ] سراوات .