تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣

پادشاهان حيره خبر از پادشاهان حيره : از آل منذر ، از اين طبقه . و چگونگى رسيدن پادشاهى به ايشان از پيشينيانشان و چگونگى رسيدن پادشاهى بعد از ايشان به طى .

از اخبار طبقه اول از اعراب يعنى اعراب عاربه در عراق آگاهى چندانى نداريم زيرا اخبار ايشان به طور تفصيل و مشروح به ما نرسيده است . همانقدر مىدانيم كه قوم عاد و عمالقه عراق را تصرف كردند ، و از برخى اقوال چنان برمىآيد كه ضحاك بن سنان - چنان كه گفتيم - از ايشان بوده است . اما طبقهء دوم يا اعراب مستعربه در سرزمين عراق حكومتى مستقر نداشته‌اند بلكه فرمانرواييشان در آنجا ، به گونه‌اى بدوى و رياستشان در ميان كوچندگان بوده است . پادشاهى عرب چنان كه گذشت - در ميان تبابعه ، از مردم يمن بوده و ميان ايشان و ايرانيان نبردهايى رخ داده و چه بسا غلبه مىيافته‌اند و عراق را در حيطهء تصرف مىآورده‌اند . و ما از حملات بختنصر و كشتارهاى او در آن ديار سخن گفتيم . در سواد عراق و اطراف شام و الجزيره ارمانيان ، از فرزندان ارم بن سام بودند ، و نيز كسانى از اعقاب سپاهيان تبع از جعفر طى و كلب و تميم و جز ايشان ، از جرهم و كسانى بعدها به آنان پيوستند چون تنوخ و نمارة بن لخم و قنص بن معد و وابستگانشان و ما پيش از اين در اين باب سخن گفتيم . سرزمين‌هاى اينان ، ميان حيره و فرات تا ناحيهء انبار بود . اينان را اعراب ضاحيه مىگفتند . از آن ميان نخستين كسى كه در زمان ملوك الطوائف به پادشاهى رسيد مالك بن فهم از قضاعه بود . منزلگاه او در نزديكىهاى انبار بود . پس از او برادرش ، عمرو بن فهم و بعد از آن دو ، جذيمة بن الابرش دوازده سال پادشاهى كرد . و پيش از اين گفتيم كه جذيمه داماد آنان بود . يعنى مالك بن زهير بن عمرو بن فهر ، خواهر خود را به او داده بود از اين رو آنان و ازد كه قوم جذيمه بودند حليف يك ديگر شده بودند . جذيمة بن الابرش در ازد ، نسب به بنى زهران مىرساند ، سپس به دوس بن عدثان بن عبد اللّه بن زهران . او جذيمة بن ملك بن فهم بن غنم بن دوس است . و اين قول ابن الكلبى است . و
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 303 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى