تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥

خبر از قبايل كهلان از قحطانيان و شعوبشان و پيوستگى برخى به برخى ديگر و سرانجام آنان

اينان فرزندان كهلان بن سبأ بن يشجب بن يعرب بن قحطان ، برادران و فرزندان حمير بن سبا هستند . در آغاز با آنان در پادشاهى شريك بودند سپس تنها بنى حمير را پادشاهى بود ، و بنى كهلان در يمن تحت فرمان ايشان مىزيستند . چون پادشاهى بنى حمير پايان پذيرفت ، رياست اعراب باديه به دست بنى كهلان افتاد ، زيرا ، اينان همچنان در باديه بودند و دستخوش تجملات شهرنشينى نشدند و چون بنى حمير ، به روزگار پيرى و ناتوانى نيفتادند . بنى كهلان در باديه در كر و فر يافتن قوت بودند و بسيارى از رؤسا و امراء عرب ، از ميان آنان برخاستند . يكى از بطون كهلان ، كنده بود كه در يمن و حجاز فرمانروايى يافتند ، سپس ازد از تيره‌هاى كهلان با مزيقياء ، از يمن بيرون آمدند و در شام پراكنده شدند . در شام از ميان آنان بنى جفنه حكومت داشت و در يثرب اوس و خزرج و در عراق بنى فهم ، سپس لخم و طى كه از تيره‌هاى آن بود از يمن بيرون آمد ، و در حيره آل منذر - چنان كه خواهيم گفت - از ميان آنان به پادشاهى رسيد . اما شعوب كهلان كلا نه شعبه است ، از زيد بن كهلان در مالك بن زيد و عريب بن زيد . پس ، از مالك است بطون همدان كه ديارشان همچنان در مشرق يمن است . و ايشان فرزندان اوسله هستند كه او همدان بن مالك بن زيد بن اوسلة بن ربيعة بن خيار [ 1 ] بن مالك بن زيد بن نوف بن همدان است . از بطون همدان است : حاشد و از شعوب حاشد است بنى يام بن اصفى بن دافع [ 2 ] بن مالك بن جشم بن حاشد است و از اين شعبه است طلحة بن مصرف . چون خداوند اسلام را آورد ، بسيارى از همدان در سرزمين‌هاى اسلامى پراكنده شدند و گروهى نيز در يمن باقى ماندند و ميان على ( ع ) و صحابه درگيرى پديد آمد . همدانيان ياران على بودند و على در باب ايشان گفت :
فلو كنت بوابا على باب جنة * لقلت بهمدان ادخلوا بسلام
اينان همواره در تشيع خود پايدار بوده‌اند . از اين ايشان است : على بن محمد الصليحى از بنى يام . او از داعيان دعوت عبيديان بود در يمن ، در حصن حرار . پس بر آنجا مستولى شد و چنان كه در اخبارشان خواهيم گفت فرمانروايى آن ديار به فرزندانش منتقل شد . و پس از آن و پيش از آن ، در ايام زيديان دولت بنى الرسى در صعده به يارى و مظاهرت اينان بر سر كار بود و تا اين زمان بر كيش تشيع هستند . بيهقى گويد : در دورهء اسلامى آنان پراكنده شدند و ديگر نه قبيله‌اى بر ايشان باقى ماند و نه سرزمينى ، مگر در يمن ، كه در آنجا بزرگترين قبايل بودند و از ياران المعطى از زيديان
هامش
[ ( 1 ) ] جبار . [ ( 2 ) ] مانع .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 295 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى