تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
و تيتوس در هر جشنى گروهى از آنها را نزد درندگان مىانداخت تا به پايان رسيدند . يكى از كسانى كه كشته شدند شمعون يكى از ياغيان سه‌گانه بود . اما فراز بن عضان گويد چون شمعون كشته شد امتاى كوهن از قدس خارج شد - چنان كه گفتيم - و چون تيتوس از قدس بيرون رفت امتاى در روستائى فرود آمد و در آنجا دژى ساخت و بازماندگان يهود در آنجا گرد آمدند . اين خبر به تيتوس رسيد و او در انطاكيه بود . سپاهى به سردارى سلياس بدان صوب فرستاد و چند روزى آنها را در محاصره گرفت . سپس كوهنها و فرزندانشان دل بر مرگ نهاده روانهء روم شدند و تا آخرين نفر جنگيدند . اما يوسف پسر كريون در اين وقايع زن و فرزند خود را گم كرد و از آن پس خبرى از ايشان نشنيد تيتوس خواست او را در رم نزد خود نگهدارد ولى او به زارى طلب كرد كه در بيت المقدس باشد . تيتوس اجابت كرد و او را به حال خود رها كرد . بدين طريق دولت يهود منقرض شد و البقاء للّه وحده سبحانه و تعالى لا انقضاء لملكه .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 157 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى