با خود به راه انداختند يهودا پسر متيتيا سردار يهود و سپاهش نخست براى تضرع به درگاه خداوند به مسجد بيت المقدس رفتند و طواف و مسح كردند و براى رو به رو شدن با دشمن بيرون آمدند . ابتدا سپاه نيكاتور را درهم شكستند و كثيرى را كشتند و غنايم بسيار به دست آوردند و با سپاه پسر تلمياس و هيرودوس در نبرد شدند آنها را نيز تار و مار كردند پس فيليپوس سردار بزرگ انطيوخوس را دستگير كرده آتش سوزانيدند . نيكاتور به مقدونيه بازگشت و به ليسياس و افظر ( ؟ ) پسر انطيوخوس شكست خود را خبر داد .
در اين حال خبر آوردند كه انطيوخوس از ايرانيان شكست خورده و باز مىگردد . چون انطيوخوس به مقدونيه رسيد سخت بر يهود خشمناك شد و براى نبرد با آنها سپاهى روانه كرد ولى در راه به طاعون مبتلى شد و در جائى به خاكش سپردند . افظر ( ؟ ) جانشين او شد .
او را نيز با نام پدرش انطيوخوس ناميدند . يهودا پسر متيتيا به قدس بازگشت و همه مذبحهائى را كه انطيوخوس بنا كرده بود ويران ساخت و همه بتهائى را كه نصب كرده بود نابود نمود و مسجد را تطهير كرد و مذبحى جديد براى قربانى بنا نمود . و در آن هيزم نهاد .
و از خدا خواست معجزهاى به آنها بنمايد كه اين هيزمها بىهيچ آتشى شعلهور شوند و هيزم شعلهور شد و تا هنگام ويرانى دوم و ايام آوارگى همچنان شعلهور بود . اين روز را عيد گرفتند و آن را عيد سربازان خواندند . اما ليسياس باز لشكر بر سر يهود آورد ، يهودا پسر متيتيا نيز با سپاهيان يهود بيرون آمد . لشكر ليسياس در رزم پاى فشرد و سپاه يهود منهزم گشت و به يكى از دژها پناه برد . ليسياس يهودا را امان داد به شرطى كه ديگر هواى جنگ نكند . يهودا بپذيرفت اما در صورتى كه افظر ( ؟ ) پيمان نامه را مهر نهد . پس ميان دو طرف صلح افتاد . افظر تعهد كرد كه ديگر بار به بيت المقدس سپاه نكشد و يهودا نيز به اصلاح خرابيها پرداخت .
پسر كريون گويد : اين آغاز كار كيتم بود و آنها رومياناند . در رم ساكن بودند و ادارهء امورشان با شورا بود . اعضاى شورا سيصد و بيست تن از شيوخ بود و اينان را رئيسى بود كه كارهاى شورا را اداره مىكرد . هر كس را كه به بىنيازى و كفايت او از ميان خود يا بيرون از خود اعتماد داشتند به جنگ روانه مىكردند . در اين عهد نيز چنين بودند . بر سرزمين يونان استيلا يافتند . از دريا گذشتند و به افريقيه رسيدند و آنجا را تصرف كردند - و ما اخبار آنها را خواهيم آورد - پس همه آهنگ نبرد با انطيوخوس افظر ( ؟ ) و پسر عمش ليسياس [ 1 ] و باقى ملوك يونانى در انطاكيه كردند و با يهودا پادشاه بنى اسرائيل در بيت المقدس باب مكاتبه گشودند و از او خواستند تا از اطاعت انطيوخوس و يونانيان خارج شود ، يهودا نيز به او پاسخ موافق داد . چون اين خبر به انطيوخوس رسيد پيمان نامهء يهود را ناچيز انگاشت و لشكر بر سرشان كشيد ولى يهود پيروز شدند . اما انطيوخوس پيشنهاد صلح كرد كه عهدنامه
هامش
[ ( 1 ) ] ليشاوش .