تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
اسفار از عبرانى به يونانى ترجمه شد . بار ديگر آن را تصحيح كردند . پادشاه به مترجمان جايزه داد و به خاطر آنها صد هزار يهود را كه در مصر در اسارت بودند آزاد كرد . و خوانى از طلا بساخت و صورت سرزمين مصر و نيل را بر آن نقش كرد و آن را به جواهر مرصع ساخت و به قدس فرستاد تا در هيكل نگهداشته شود . چون بطلميوس فرمانرواى مصر بمرد انطيوخوس امير مقدونيه بر انطاكيه و سپس بر مصر چيره شد ، ملوك الطوائف ( اشكانيان ) كه در سرزمين عراق بودند اظهار اطاعت كردند . كشور انطيوخوس بسط يافت و سركشىاش افزون شد و مردم را به پرستش بتان فرمان داد و آن بتها صورت او بودند . يهود از قبول آن سرباز زدند . بعضى از اشرار سعايت كردند و انطيوخوس لشكر كشيد و جمع كثيرى را كشت و به اسارت گرفت جمعى نيز به كوهها و بيابانها گريختند . انطيوخوس سردار خود فيليپوس [ 1 ] را در بيت المقدس نهاد و گفت تا يهودا را به سجده در برابر او و خوردن گوشت خوك و ترك سبت و ختان اجبار كند و هر كه سرباز مىزند او را بكشد آن سردار ستم بيش از آن كرد كه مأمور بود و دست اين ساعيان اشرار را بر يهود گشاده گردانيد و العازار و كوهن كه تورات را بر ايشان ترجمه كرده بودند چون به بتشان سجده نكردند و از قربانيشان نخورند به تيغ جلاد سپرده شدند . از كسانى كه به كوهها و بيابانها گريخته بودند متيتيا پسر يوحنا پسر شمعون كوهن بزرگ معروف به حشمونايى پسر حونيا از فرزندان ناداب [ 2 ] از نسل هارون ( ع ) بود . او مردى صالح و نيكوكار و شجاع بود در بيابان زندگى مىكرد و از آنچه بر سر قومش آمده بود محزون شد . چون سفرها انطيوخوس را از قدس دور كرد متيتيا نزد يهود كس فرستاد و جاى خود را به آنها نمود و آنها را به قيام و انقلاب عليه يونانيان تحريض كرد ، يهود اجابت كردند و ميانشان قاصدها درآمد و شد بودند . خبر به فيليپوس سردار انطيوخوس رسيد با سپاه خود به طلب متيتيا و اصحابش عازم بيابان شد . چون به او رسيد جنگ درگرفت و سردار يونانى منهزم شد و يهود قويدست گرديد و در مخالفت پاى فشرد متيتيا در جنگ كشته شد و پسرش يهودا به جايش نشست و بار دوم سپاه فيليپوس را درهم شكست و در اين ايام انطيوخوس سرگرم نبرد با ايران بود . پسرش افطر [ 3 ] و يكى از بزرگان قوم به نام ليسياس [ 4 ] را به جاى خود گذاشته بود . به آنها فرمان داد كه سپاهى بر سر يهود بفرستند . اينان نيز سپاهى به سردارى نيكاتور [ 5 ] و تلمياس [ 6 ] ( ؟ ) و هيرودوس [ 7 ] روانهء سرزمين يهود كردند و فرمان دادند تا قوم يهودا را از روى زمين براندازند . سپاهيان يونان راهى سرزمين يهود شد و هر چه يهوديان را دشمن بود چون اراميان در نواحى دمشق و حلب و نيز دشمنان آنها را از فلسطينيان و غيره
هامش
[ ( 1 ) ] فيليلقوس . [ ( 2 ) ] نوذاب . [ ( 3 ) ] شايد آئوپاتور باشد . [ ( 4 ) ] ليشاوش . [ ( 5 ) ] نيقاتور . [ ( 6 ) ] شايد اويلموس . [ ( 7 ) ] ضردوس .