زندان افكنده بود - و ذكر آن گذشت - عزير [ 1 ] پيامبر هم كه از اعقاب اشيوع ( اشيوع پدر هفتم او بود ) ، پسر فينحاص پسر العازار پسر هارون نيز با آنها بود . - من اطمينانى به نقل اين اخبار ندارم زيرا به ظن قوى در آن تصحيف رخ داده - و كورش همهء ظروف معبد را به آنها باز گردانيد و مقدار اين ظروف در عبارت نمىگنجيد .
ابن عميد گويد : پنج هزار و چهارصد كاسه طلا و نقره بود همه را به بيت المقدس بردند و به آباد ساختن آن پرداختند و هنوز هفتاد سالى كه به آنها وعده داده بودند به پايان نيامده بود ، زيرا ويرانى شهر در سال هجدهم پادشاهى بختنصر واقع شده بود ، و دولت او چهل و پنج سال مدت گرفت و مدت پادشاهى پسرش و پسر پسرش نيز بيست و پنج سال بود . بنابر اين از هفتاد سال هجده سال باقى مانده بود . هجده سال هم سامريان آنها را از آباد ساختن شهر بازداشتند . تا آنگاه كه دارا از پادشاهان ايران بر سر كار آمد و آنان را اجازت داد كه شهر را از نو بسازند . اما سامريان نزد دارا به سعادت پرداختند تا فرمانى را كه داده است ابطال كند و چون دارا را خبر دادند كه كورش به بنى اسرائيل اجازت داده است فرمود تا از آنها دست بدارند . بنى اسرائيل در سال دوم پادشاهى داراى اول بيت المقدس را از نو ساختند نام او را ارتحشستا بود و كوهن بنى اسرائيل در اين ايام عزرا بود . عزرا پس از دو سال از بازگشتشان به بيت المقدس تورات را تجديد كرد .
چون زروبابل بمرد پسرش بهشمياس به جاى او نشست . عزرا نيز درگذشت و شمعون الصفا از بنى هارون جانشين او شد .
يوسف پسر كريون گويد : بختنصر چون به بابل بازگشت بيست و هفت سال پادشاهى كرد . پس از او پسرش بلشصر سه سال پادشاهى كرد كه داريوش پادشاه مادى - و پندارم از عيلم [ 2 ] بود - و كورش پادشاه ايران بر او حمله كرد ولى سپاهيان او دشمن را منهزم ساختند . روزى به خاطر اين پيروزى مجلس جشنى بر پا ساخته بود و آنها را در ظرفهائى كه جدش از هيكل آورده بود شراب داد . خداوند بر او خشم گرفت و در همان ساعت دستى از ديوار به درآمد و به خط كلدانى كلماتى عبرانى را بر ديوار نقش كرد : مىشمرد سنجيد ، روان شد [ 3 ] ، پادشاه و حاضران سخت بيمناك شدند و تفسير آن كلمات را از دانيال نبى خواستند .
وهب بن منبه گويد : او دانيال كوچك بود از اعقاب حزقيل و از اخلاف دانيال بزرگ . دانيال گفت : اين كلمات از زوال ملك تو خبر مىدهند . معنىاش اين است كه خداوند روزهاى پادشاهى تو را شمرده است و اعمال تو را سنجيده و قضاء او به زوال ملك تو روان شده است . زوال تو و زوال قوم تو . در اين شب بلشصر كشته شد .
هامش
[ ( 1 ) ] مراد عزرا است .
[ ( 2 ) ] ديلم .
[ ( 3 ) ] عهد عتيق ، كتاب دانيال ، باب پنجم ، آيه 26 عبارت چنين است : منامنا ، ثقيل و فرسين .