تقرب مىجستهاند . كار قربانى به خاطر عهدى كه خداوند در اين باب با موسى بسته بود به عهدهء هارون بود . و چون موسى ( ع ) داخل در خيمه مىشد ديگران گرداگرد آن مىايستادند آنگاه ستونى از ابر بر در خيمه فرود مىآمد و همه براى سجدهء بارى تعالى بر زمين مىافتادند و خداوند از اين ستون ابر با موسى سخن مىگفت . به او خطاب مىكرد ، آهسته نجوا مىنمود و امر و نهى مىكرد و موسى خاموش و بىجنبش ميان آن دو كروبى در كنار تابوت مىايستاد .
چون خطاب خداوند پايان مىيافت ، از آن اوامر و نواهى بنى اسرائيل را آگاه مىساخت .
و چون از او در امرى سخنى مىپرسيدند و او حكمش را نمىدانست ، به خيمهء قربانى مىآمد و در برابر تابوت و آن دو كروبى مىايستاد ، آنگاه خطاب پروردگار به او مىرسيد و آن دعوى را فيصل مىداد .
چون بنى اسرائيل از مصر رهايى يافتند ، در آغاز تابستان سه ماه گذشته از خروج از مصر داخل در سينا شدند و جبال شام و بلاد بيت المقدس را كه خداوند به زبان ابراهيم و اسحاق و يعقوب ( ع ) به آنها وعده داده بود ديدند ، موسى گفت كه جوانان بيست ساله و بيش از آن را كه ياراى حمل سلاح داشتند شماره كنند ، شماره كردند ششصد هزار يا بيشتر بودند .
فرمان نبرد داد و صفها راست كرد و ميمنه و ميسره ترتيب داد و جاى هر سبطى را در آرايش جنگى معين نمود . و تابوت و مذبح را در قلب قرار داد و فرزندان لاوى - يكى از اسباط را - به خدمت تابوت و مذبح و خيمه اجتماع گماشت و آنها را از جنگ معاف فرمود و همچنان سپاه را در صحراى فاران به پيش مىراند . دوازده تن نقيب - از هر سبطى يكى - را فرستادند تا از دشمن خبر آورند ، نقيبان بازگشتند و از جباران خبر دادند . از اين نقيبان بودند : كالب پسر يفنه [ 1 ] و يوشع پسر نون و ابشيامع پسر عميهود [ 2 ] . اينان را از آن سرزمين خوش آمد ولى دشمن در نظرشان عظيم آمد كه همه از كنعانيان و عمالقه بودند . پس نزد قوم بازگشتند و از آنچه ديده بودند آگاهشان ساختند . جز يوشع و كالب كه خداوند به آن دو انعام فرموده بود ، ديگران قوم را از سطوت دشمن به بيم افكندند . بنى اسرائيل از جنگ سست شدند و از حركت به سوى سرزمينى كه خداوند به آنها داده بود سرباز زدند ، مگر آنگاه كه همهء دشمنانشان را خداوند به دست ديگران به هلاكت رساند . خداوند بر آنها خشم گرفت و عقوبتشان كرد بدينسان كه هيچ يك از اين نسل جز كالب و يوشع به سرزمين مقدس قدم نخواهند گذاشت ولى فرزندان اينان و نسل بعد به سرزمين مقدس داخل خواهند شد .
بنى اسرائيل بدين طريق چهل سال در تيه سينا و فاران ماندند و در حوالى جبال شراة و ارض سعير [ 3 ] و سرزمين بلاد كرك و شوبك سرگردان بودند . و موسى از خداوند طلب مىكرد كه لطف و مغفرت خود را به آنان ارزانى دارد و مهالك سخط خود و گرسنگى را از قوم دور
هامش
[ ( 1 ) ] يوفنا .
[ ( 2 ) ] عمهون .
[ ( 3 ) ] ساعير .