تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 81

مساهمون:

ص٨١

[ خروج از دار غصبى مثل شرب خمر براى نجات است ]

و ذلك لأنه لو لم يدخل لما كان متمكنا من الخروج و تركه و ترك الخروج به ترك الدخول رأسا ليس فى الحقيقة الا ترك الدخول فمن لم يشرب الخمر لعدم وقوعه فى المهلكة التى يعالجها به مثلا لم يصدق عليه الا انه لم يقع فى المهلكة لا انه ما شرب الخمر فيها الا على نحو السالبة المنتفية بانتفاء الموضوع كما لا يخفى .
شرح
خودش را خلاص كند از تصرف حرام در دار غصبى اين خروج به اين معنائى كه نموديم در هيچ حالى از حالات حرام نيست نه قبل از دخول حرام است و نه بعد از دخول و نه در حين دخول بلكه حال اين خروج در دار غصبى حال شرب خمر مىماند آن شرب خمرى كه توقف دارد برآن نجات از هلاكت در اينكه اين شرب خمر در اين حال متصف بوجوب است و آن شرب خمر واجب است براى آن مكلف چون نجات از هلاكت مىباشد و وجوب همچو شرب خمرى در جميع اوقات واجب است يعنى شرب خمرى كه نجات مكلف در آن مىباشد از اول امر حرمت روى آن نرفته بلكه از اول واجب است و از اين بيانى كه نموديم ظاهر شد كه منع مىكنيم از اينكه انحاء تصرف در دار غصبى حرام باشد قبل از دخول و اينكه قبلا بيان نموديم كه مكلف متمكن است و قدرت دارد از جميع تصرفات در دار غصبى از دخول و بقاء در دار غصبى حتى خروج هم بيان نموديد كه مقدور مكلف است و اين معنى را قبول نداريم بلكه خروج از دار غصبى مثل شرب خمر مىماند براى نجات از هلاكت همچنان كه شرب خمر براى نجات از هلاكت از اول امر حرمت ندارد بلكه واجب است و خروج از دار غصبى هم از اول امر حرمت ندارد بلكه واجب است قوله و ذلك لانه لو لم يدخل الخ و اينكه قبلا بيان نموديد كه اگر داخل نشده بود در دار غصبى متمكن بود از خروج و ترك خروج به ترك دخول رأسا مىباشد يعنى اگر داخل نشده بود