[ دو دليل مرحوم شيخ بر وجوب شرعى خروج و رد آنها ]
ان قلت كيف لا يجديه و مقدمة الواجب واجبة .
قلت انما يجب المقدمة لو لم تكن محرمة و لذا لا يترشح الوجوب من الواجب الا على ما هو المباح من المقدمات دون المحرمة مع اشتراكهما فى المقدمية .
شرح
به نهى سابق كه ساقط شده است فعلا و ممكن نيست مأمور به شرعى باشد كه اگر امرى شرعى داشته باشد لازمه امر مصلحتى بايد در او باشد و فرض آنست كه مفسده دارد و مبغوض مولا است فعلا از اين جهت امر شرعى ندارد بلكه عقلا واجب است اقل محذورين را امتثال نمايد كما آنكه گذشت تا اينجا جواب مرحوم صاحب فصول كه فرموده بود امر شرعى دارد با عقاب آن داده شد دليل مرحوم شيخ كه مىفرمايد خروج واجب است بدون آنكه معصيتى در او باشد دليل ايشان دو وجه است .
وجه اول آن قول مصنف است كه مىفرمايد .
ان قلت كيف لا يجديه الخ
اشكال آنست كه بلا اشكال خروج مقدمه است براى ترك حرام در دار غصبى و بلا اشكال مفسده بودن در دار غصبى بدون خروج اهم است از خروج از دار غصبى چون ترك حرام اهم است و واجب است و مقدمه آنكه خروج باشد بلا اشكال واجب است و مقدمه واجب را در جاى خودش ما واجب دانستهايم
قوله قلت انما يجب المقدمة الخ
جواب آنكه مقدمه واجب در محل خودش كه بيان نموديم كه واجب است در جائى واجب است كه آن مقدمه حرام نباشد و از اين جهت ترشح نمىكند وجوب از واجب الا براى آن مقدماتى كه مباح باشد و مقدمه حرام وجوب برآن ترشح نمىكند و لو آن مقدمه حرام با آن مقدمه مباح در اصل مقدميت شريكند