تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 7

مساهمون:

ص٧

[ متعلق نهى سه قسم تصوير مىشود ]

ثم إنّه لا دلالة على ارادة الترك لو خولف او عدم ارادته بل لا بد فى تعيين ذلك من دلالة و لو كان اطلاق المتعلق من هذه الجهة و لا يكفى اطلاقها من ساير الجهات فتدبر جيدا .
شرح
اين طبيعت عقلا آنست كه هيچ فردى از افراد آن را ايجاد نكند مكلف چه افراد عرضيه و چه افراد طوليه باشد . قبلا گذشت افراد طبيعت منهى عنه غالبا داراى مفاسد هستند هركدامى از اين جهت نهى عموم افراد را مىگيرد بخلاف متعلق امر . قوله ثم الخ . مصنف مىفرمايد كه اگر بعض افراد منهى را مخالفت كرد و عصيان كرد مكلف مثل آنكه در ماه مبارك رمضان روزه‌اش را خورد و حال آنكه نهى از آن داشت مجرد نهى و بدون قرينه دلالت ندارد آن دليل نهى كه افراد ديگر را ترك بكن يا ترك نكن و براى افراد ديگر لا بد در تعيين آن لازم است دليلى داشته باشيم و لو آن دليل اطلاق متعلق نهى باشد كما آنكه ما ذكر كرديم كه تمام افراد عرضيه و طوليه را مىگيرد و در تمام زمانها و مكانها و اطلاق ساير جهات كفايت برآن نمىكند فتدبر جيدا . مخفى نماند متعلق نهى بعضى موارد تمام افراد است من حيث المجموع نظير چيزهائى كه در حال روزه بايد ترك بشود نظير امرى كه روى تمام اجزاء صلاة در اين موارد يك نهى است روى تمام افراد در اين قسم اگر بعض افراد را شك كنيم كه آيا نهى روى آن رفته است يا نه نظير امر است نسبت به اجزاء صلاة كه در بعض اجزاء شك كنيم و در اين موارد شك بين اقل و اكثر است كه ما قبلا گفتيم برائت است . قسم دوم - از نهى آنجائى است كه منهى عنوان بسيطى باشد كه اين عنوان بسيط روى تمام افراد رفته است نظير طهارتى است كه امر داريم كه اين طهارت از تمام