تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 313

مساهمون:

ص٣١٣
ثم لا يخفى عليك ان المراد بكونه فى مقام بيان تمام مراده مجرد بيان ذلك و اظهاره و افهامه و لو لم يكن عن جد بل قاعدة و قانونا لتكون حجة فيما لم تكن حجة أقوى على خلافه لا البيان فى قاعدة قبح تأخير البيان عن وقت الحاجة فلا يكون الظفر بالمقيد و لو كان مخالفا كاشفا عن عدم كون المتكلم فى مقام البيان و لذا لا ينثلم به اطلاقه و صحة التمسك به اصلا فتأمل جيدا .
شرح
در مقام تخاطب است و از خود مصنف هم نقل شده است كه در تمام موارد عمل به آن ننموده است بلكه اطلاق مطلق را گرفته است علاوه بر اينكه اگر قدر متيقن در مقام مخاطب مانع از اطلاق باشد هرآينه لازمهء آن آنست كه قدر متيقن خارجى هم مثل آن باشد و دليلى ما نداريم كه قدر متيقن خارجى مقيد نيست ولى قدر متيقن تخاطب مقيد است كما لا يخفى . قوله ثم لا يخفى عليك الخ . مراد از آنكه گفتيم متكلم در مقام بيان باشد مراد بيان مقصودش باشد و اظهار آن لفظ را بنمايد و لو مولا ارادهء جدى حقيقى از معناى آن لفظ نداشته باشد بلكه اظهار آن لفظ را براى قاعده و قانونا بيان نموده است و اين را اراده استعمالى مىنامند مقابل اراده جدى تا آنكه اين بيان حجت باشد در جائى كه حجت بر اقوى خلاف آن نباشد نه آنكه مراد بيان قاعدهء قبح تأخير بيان از وقت حاجت باشد كه اگر اين معنى مراد باشد معنى مراد جدى است و بعدا اگر مقيدى پيدا شد قهرا تعارض پيدا مىكند كه در باب نسخ گذشت بلكه مراد آنست كه اگر ظفر بمقيد پيدا كرد و لو اين مقيد مخالف باشد براى مطلق و اين مقيد كاشف است از آنكه متكلم در مقام بيان حكم واقعى در مطلق نبوده بلكه بيان مطلق را قاعدة و قانونا وضع نموده و از اين جهت است كه بعد از آنى كه مطلق وارد شد اگر مقيدى پيدا شد اطلاق مطلق از