و مما يفيده الحصر على ما قيل تعريف المسند اليه باللام و التحقيق انه لا يفيد الا فيما اقتضاه المقام لأن الاصل فى اللام أن تكون لتعريف الجنس كما ان الاصل فى الحمل فى القضايا المتعارفة هو الحمل المتعارف الذى ملاكه مجرد الاتحاد فى الوجود فانه الشائع فيها لا الحمل الذاتى الذى ملاكه الاتحاد بحسب المفهوم كما لا يخفى .
و حمل شىء على جنس و ماهية كك لا يقتضى اختصاص تلك الماهية به و حصرها عليه .
شرح
آنست كه اضراب بر اقسام و انواعى است اول آنكه به جهت آوردن بل است چون مطلب قبلى را غفلة آورده است يا به زبان متكلم سبقت گرفته است پس دست از كلمه اولى برمىدارد و قصد به دوم مىنمايد در اين مورد دلالت بر حصر ندارد اصلا و مثل آنست كه ابتداء شروع كرده است بكلام دوم
مثلا اگر گفت جاءنى زيد و غفلت كرد كه بگويد جاءنى عمرو بعد از آن گفت بل عمرو در اين مورد مثل آنست كه از اول گفته است جاءنى عمر و چون زيد را كه آورده از روى غفلت بوده است .
قسم دوم آنست كه بل را براى تأكيد مىآورند و مضروب عنه كه در كلام آورده مىشود براى توطئه و تمهيد و مقدمه براى اسم بعدى است نظير آنكه مىگويد حبيبى قمر بل شمس در اين قسم هم دلالت بر مفهوم ندارد ايضا .
قسم سوم آنجائى است كه در مقام ردع و باطل كردن آن مطلب اولى است و اثبات مطلب دوم نظير آنكه بگويد زيد قائم بل قاعد آيه شريفهوَ قالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمنُ وَلَداً سُبْحانَهُ بَلْ عِبادٌ مُكْرَمُونَدر اين قسم سوم دلالت بر مفهوم و حصر دارد بل اضرابيه كما اينكه اين مطلب واضح است .
قوله و مما يفيد الحصر على ما قيل الخ : از كلماتى كه نقل شده كه دال بر حصر است تعريف مسند اليه است بالالف