[ رد قول مرحوم شهيد ثانى در مفهوم وصايا و اوقاف و نذور ]
قد عرفت انه عقلى مطلقا و لو قيل بعدم المفهوم فى مورد صالح له .
شرح
حكم است بانتفاء موضوع نه دلالت قضيه شرطيه باشد بر مفهوم كما آنكه توهم شده
چون گفتيم اگر شخص موضوع منتفى شد و لو بانتفاء قيد موضوع باشد حكم منتفى است عقلا چون تحقق حكم بدون موضوع محال است پس در وصايا و اوقاف و نذور و ايمان و امثال آنها دلالت قضيه شرطيه بر مفهوم نيست بلكه انتفاء حكم بانتفاء موضوع است .
بلكه از شهيد ثانى رحمة اللّه عليه در تمهيد قواعد فرموده است كه لا اشكال در قضيه شرطيه بر مفهوم در اين موردى كه ذكر كرديم مثل وصايا و اوقاف و غيره به جهت آنكه دلالت مفهوم بر اين قضايا بانتفاء موضوع از قضيه است و رفتن شخص موضوع از حكم چه بالقاب آنها باشد مثل آنكه بگويد وقفت دارى على زيد آيا ممكن است وقف بر عمرو باشد يا نظير آنكه بگويد وقفت دارى للفقير آيا اگر كسى فقير نباشد موضوع حكم واقع مىشود يا نه يا اگر فقرش رفت غنى شد .
و همچنين اگر گفت وقفت داري لزيد العادل يا اگر شرطى آورد مثل آنكه بگويد ان كان مسلما نذرت له در اين قسم از موارد ممكن نيست وقف يا نذر يا وصيت و امثال آن شامل غير موضوع خودش بشود چون تمام اين قيود اخذ شده است در موضوع وصيت يا نذر يا امثال آن و اينطور موارد دلالت مفهوم شرط يا وصف يا لقب بر مفهوم نيست .
بلكه از جهت آنست كه اگر چيزى وقف شد بر يك شخصى بعناوين و خصوصيات آن يا وصيت شد بر او يا نذر بر او كردند و غير ذلك در اين موارد ممكن نيست وقف بر غير آنها بشود يا وصيت يا نذر بر غير آنها و اينطور موارد كه انتفاء شخص وقف است يا شخص نذر يا وصيت از غير متعلق حكم يعنى در جائى كه موضوع منتفى شود قبلا شناختى كه حكم هم و لو بانتفاء قيد موضوع باشد منتفى مىشود ولى اين را مفهوم نمىنامند بلكه انتفاء حكم در اين موارد عقلى است و لو قائل بشويم بعدم دلالت